زبان و زبانشناسی

زبان و زبانشناسی

شیوه ارجاع:

رضاخانی، زمان. (1402). زبان و زبانشناسی. وبگاه دنبلید.

www.donbelid.com/2024/02/10/language-linguistics/#_edn2

زبان چیست؟

زبان را باید اصلی‌ترین ابزار ارتباط انسان‌ها با یکدیگر دانست. شکل اصلیِ زبان، گفتار است؛ هرچند می‌توان آن را به روش‌های دیگر، مانند نوشتار یا زبان ناشنوایان هم منتقل کرد.

هنری سوئیت، زبانشناس انگلیسی، زبان را اینگونه تعریف کرده است: «زبان، بیان اندیشه از طریق آواهایی است که ترکیب می‌شوند تا واژه بسازند و واژه‌هایی که ترکیب می‌شوند تا جمله بسازند.» (کریستال و رابینز، 2023)

برنارد بلاچ و جرج تراگر، زبانشناسان آمریکایی نیز تعریف زیر را پیشنهاد کرده‌اند: «یک زبان، سیستمی از نمادهای آوایی بی‌قاعده است که اعضای یک جامعه با استفاده از آن با یکدیگر همکاری می‌کنند.» (کریستال و رابینز، 2023)

البته زبان در سطح آوا، صرف، نحو، تحلیل گفتمان و… پدیده‌ای قاعده‌مند است و آنچه بلاچ و تراگر (و سایر زبانشناسان)، از آن به عنوان اصل بی‌قاعدگی در زبان یاد می‌کنند، به ارتباط میان آواها با مفاهیم اشاره دارد. یعنی هیچ قاعده‌ای وجود ندارد که پستاندار دشمن گربه را حتما با سه آوای d + o + g (dog) خطاب کنیم؛ کما اینکه همین حیوان در زبان فارسی sag، در اسپانیایی perro، در ژاپنی inu، در عربی kalb و در آذری eet است.

ویژگی دیگر زبان انسان، این است که با آن، می‌توان درباره بازۀ گسترده‌ای از مفاهیم، صحبت کرد. رقص زنبورهای عسل، اگرچه ابزار نیرومندی برای ارتباط میان زنبورهاست؛ اما زنبورها از این ابزار، تنها برای بیان چند مفهوم محدود می‌توانند استفاده کنند (کامری، 2008). توانایی انسان برای سخن گفتن درباره بازه‌ای گسترده از مفاهیم، از زایایی زبان انسان ناشی می‌شود.

 

ویژگی‌های زبان انسان

جرج یول (2020) زبانشناس اسکاتلندی – آمریکایی، افزون بر اصول بی‌قاعدگی (arbitrariness) و زایایی (productivity)، چند ویژگی دیگر نیز برای زبان انسان بیان کرده است که اگرچه ساده به نظر می‌رسند، اما جالب توجه هستند:

جابه‌جایی (displacement): انسان و حیوان شاید بتوانند درباره یک مفهوم در زمان حال، به شیوۀ خودشان، صحبت کنند؛ اما این فقط انسان است که می‌تواند درباره همان مفهوم در گذشته و آینده و زمان‌ها و مکان‌های مختلف هم سخن بگوید.

تَراگُسیل فرهنگی (cultural transmission): رنگ چشم، رنگ پوست و… در انسان‌ها ویژگی‌های موروثی است. در حیوانات، زبان هم یک ویژگی موروثی است. یعنی یک سگ، زبان سگی را به ارث می‌برد. اما انسان‌ها در جوامع گوناگون، زبان را از آن جامعه و فرهنگ، فرامی‌گیرند.

دوگانگی (duality): زبان انسان، دو سطح آوایی و معنایی دارد. انسان با استفاده از ترکیب‌های متنوع آوایی، می‌تواند بی‌نهایت معنا بسازد. مثلا ما در زبان فارسی با استفاده از سه آوای ش + آ + ر، می‌توانیم شار (در علم فیزیک)، راش (نام درخت) و آرش (نام انسان) را بسازیم. 

 

پیدایش زبان

کهن‌ترین اسناد نوشتاری درباره زبان، به 6000 سال پیش باز می‌گردد. بنابراین، ما درباره پیش از این تاریخ، تنها می‌توانیم فرض‌هایی را مطرح و برای اثبات آن تلاش کنیم. از میان فسیل‌های متعلق به انسان مدرن (homo sapiens)، آناتومی فسیلی که با قدمت حدود 195.000 سال پیش در جنوب غربی اتیوپی کشف شده و Omo I نام دارد، بیشترین نزدیکی را به آناتومی انسان امروزی دارد. با این حال، از حدود 100.000 سال پیش، مغز انسان از نظر شکل و اندازه به صورت امروزین خود درآمد (لانگریچ، 2020). می‌توان این فرض قوی را مطرح کرد که انسان نخستین، از 100 هزار سال پیش که توان فیزیکی لازم را به دست آورد و به زندگی اجتماعی روی آورد، از نوعی زبان نیز، حتی به صورت اولیه و ساده، استفاده می‌کرده است.

رِی جکنداف نیز به این نکته مهم اشاره می‌کند که با توجه به اینکه شواهد وجود انسان با آناتومی مدرن به 100 هزار سال پیش باز می‌گردد، نمی‌توان انتظار داشت که تا پیش از این تاریخ، دستگاه تولید آوای انسان از قابلیت تولید آواهای پیچیده برخوردار بوده باشد (جکنداف، n.d). همچنین شواهد مبتنی بر هنر، مذهب و ثبت رویدادها در جوامع بشری که حدود 30 تا 40 هزار سال قدمت دارند، این پیام را نیز به ما می‌دهد که در این دوره، زبان به شکل پیشرفته‌تر وجود داشته است تا بتواند روابط پیچیدۀ اجتماعی و فعالیت‌های یادشده را بیان کند (بونر، 2008).

بر اساس کشفیات موجود، انسان از حدود 65.000 سال پیش، نخستین و ساده‌ترین قایق‌ها را ساخت و گونه‌ای از تیر و کمان‌های اولیه را اختراع کرد، 44.000 سال پیش، کهن‌ترین آثار هنری را از خود به جای گذاشت، 23.000 سال پیش قلاب ماهیگیری ساخت و از 10.000 سال پیش به کشاورزی روی آورد. هرکدام از این نوآوری‌ها به نوبه خود، سهمی در توسعه زبان داشته است.

تصویر: نمودار تکامل بشر بر اساس یافته‌های موجود

غیر از این هرچه درباره پیدایش زبان بگوییم، فرض‌هایی است که نمی‌شود اثبات کرد یا دست‌کم تا امروز اثبات نشده است. ریچارد نوردکیست پنج مورد از معروف‌ترین فرضیه‌ها را برشمرده است (نوردکیست، 2020):

برخی پژوهشگران با ارائه تئوری Bow-Wow این فرض را مطرح کرده‌اند که زبان بشر با تقلید آواهای طبیعی (شرشر، خش خش، وز وز،…) آغاز شد. اشکال این دیدگاه آن است تعداد بسیار بسیار کمی از واژگان زبان‌های جهان را می‌توان به آواهای طبیعی ربط داد. به علاوه، بسیاری از این نام‌آواها، در قرن‌های اخیر ابداع شده‌اند.

افلاطون و فیثاغورث معتقد بودند زبان نسبت مستقیمی با ویژگی‌های جهان پیرامونی دارد[i]؛ یعنی نخستین واژگانی که بشر ساخت، متناسب با شکل اشیا و جهان پیرامون بود. مشکل اینجاست که به غیر از چند استثنا، هیچ شواهدی از ارتباط ذاتی میان آوا و معنا در هیچ زبانی وجود ندارد.

اوتو یسپرسن[ii]، زبانشناس دانمارکی اواخر قرن نوزده و اوایل قرن 20، بر این باور بود که شاید زبان ریشه در آواهای مرتبط با محبت، بازی کردن و آواز داشته باشد[iii]. ایرادی که به این نظریه وارد است نیز آن است که این فرض، نمی‌تواند ابعاد منطقی و غیرعاطفی زبان را توضیح دهد.

گروهی از زبانشناسان نیز این فرض را مطرح کردند که احتمالا زبان با تولید آواهای مربوط به درد (آخ)، تعجب (اوه!) و دیگر احساسات آغاز شده است. اشکال این فرض نیز شواهد واقعی بسیار کم در زبان است. به‌علاوه، دم‌آواها (کلیک‌ها)، آواهایی که با نفس تولید می‌شوند و دیگر صداهایی که برای این منظور در زبان‌ها وجود دارد، در بسیاری از موارد، هیچ ارتباطی با واکه‌ها و همخوان‌های زبان ندارد.

فرض مشابه دیگری نیز وجود دارد که می‌گوید تکامل زبان، با آواهای مربوط به نالیدن، خرخر کردن و نفیر کشیدن آغاز شده است. نقص بزرگ این فرض، آن است که حتی اگر درست باشد هم مشخص نمی‌کند این‌ها چه ربطی به واژگان داشته‌اند. 

 

زبانشناسی چیست؟

مطالعۀ علمی زبان را زبانشناسی می‌گویند. زبانشناسی هم ویژگی‌های یک زبان خاص و هم ویژگی‌های عمومی زبان‌ها را به صورت روشمند بررسی می‌کند. برخلاف آموزش زبان که مهارت‌های شنیداری، گفتاری، خواندن و نوشتن را در زبان‌آموز تقویت می‌کند، زبانشناسی مرحله‌ای فراتر از یادگیری خود زبان است و شناخت و مطالعه آواها، صرف، نحو، معناشناسی، تاریخ زبان، چگونگی فراگیری زبان توسط کودکان و بزرگسالان، چگونگی تحلیل زبان در مغز انسان، و… می‌پردازد.

برخی از مهم‌ترین شاخه‌های زبانشناسی عبارتند از:

  • آواشناسی: مطالعه ویژگی‌ها صوتی هر آوا در یک زبان و بررسی چگونگی تولید آن آوا توسط انسان از نظر فیزیولژیکی.
  • واج‌شناسی: بررسی الگوها و نظام‌های آوایی در زبان انسان.
  • ساخت واژه: صرف یا همان بررسی اجزای واژگان
  • نحو: مطالعه ساختار جمله.
  • معناشناسی: مطالعه اینکه چگونه از طریق کاربرد و ارتباط متقابل واژگان، عبارت‌ها و جمله‌ها، معنا به وجود می‌آید. کسانی که به موضوعات انتزاعی‌تر علاقمند باشند، به معناشناسی نیز علاقمند می‌شوند.
  • کاربردشناسی: مطالعه اینکه زبان در بافت‌های (context) مختلف چگونه به کار می‌رود
  • تاریخ زبان: ریشه‌شناسی و ارتباط یک زبان با زبان‌های هم‌خانواده از جنبه تاریخی
  • جامعه‌شناسی زبان: مطالعه رابطه جامعه با زبان
  • روانشناسی زبان: چگونه انسان‌ها زبان را فرا می‌گیرند و به کار می‌برند
  • گویش‌شناسی: مطالعه گویش‌های یک زبان. یک گویش‌شناس ناچار است با آواشناسی، صرف، نحو و زبانشناسیِ تاریخی آشنایی کامل داشته باشد و جامعه‌شناسی زبان را نیز مطالعه کند.
  • تحلیل گفتمان: مطالعه و نقد سخن، فراتر از یک جمله (یک پاراگراف، یک نمایشنامه، مجموعه ادبیات روزنامه‌های یک کشور، زبانی که در سخنرانی‌های انتخاباتی به کار می‌رود و…). تحلیل گفتمان با شاخه‌های گوناگون زبان و  جامعه‌شناسی نیز ارتباط تنگاتنگ دارد.
  • زبانشناسی رایانشی: شاخه‌ای میان‌رشته‌ای که به پردازش زبان توسط رایانه اختصاص دارد

زبانشناسی را آنگونه که ایویچ و همکاران (2023) گفته‌اند، می‌توان از سه جنبه دسته‌بندی کرد: مطالعۀ درزمانی در مقابل مطالعۀ هم‌زمانی[iv]؛ زبانشناسی نظری در مقابل عملی[v]؛ و خرده‌زبانشناسی در مقابل کلان‌زبانشناسی[vi].

پژوهشگری که مطالعۀ همزمانی انجام می‌دهد، زبان را در یک برهۀ مشخص از تاریخ مطالعه می‌کند؛ حال آنکه مطالعۀ درزمانی، به تطور و دگرگونی‌های تاریخی زبان می‌پردازد. مطالعه نظری به یافتن تئوری‌ها، فنون و فرمول‌هایی برای بررسی زبان‌ها اختصاص دارد، اما زبانشناسی کاربردی، از آن یافته‌ها و فنون و نظریه‌ها برای مطالعۀ جنبه‌های عملی زبان استفاده می‌کند. برای مثال، کاربرد زبانشناسی در بهبود روش‌های تدریس زبان، یکی از معروف‌ترین جنبه‌های زبانشناسی کاربردی بوده است.

تقسیم‌بندی زبانشناسی به خرده‌زبانشناسی و کلان‌زبانشناسی، چندان رایج نیست. اما به هر حال، عده‌ای بر این باورند که زبان را به خاطر خودش باید مطالعه کرد (چیزی شبیه هنر برای هنر) و مطالعۀ زبان از جنبه‌های جامعه‌شناسی، روانشناسی، زیباشناسی یا کارکردهای ارتباطی زبان، موضوع زبانشناسی نیست. برعکس، کلان‌زبانشناسی همه مفاهیم از جمله روانشناسی زبان، جامعه‌شناسی زبان، گویش‌شناسی، زبانشناسی رایانشی و… را نیز موضوع زبانشناسی می‌داند. اغلب زبانشناسان و مراجع علمی، امروزه، به کلان‌زبانشناسی اعتقاد دارند.

 

ارجاعات

Bonner, John Tyler. (2008). Human. Encarta Encyclopedia. Microsoft Coproration

Comrie, Bernard. Language. Encarta Encyclopedia. Microsoft Coproration

Crystal, David & Robins, Robert Henry. (2023). Language. Britannica Encyclopedia. www.britannica.com/topic/language

Ivic, Pavle & et. al. (2023, Dec. 2023). Linguistics. Britannica Encyclopedia. www.britannica.com/science/linguistics

Jackendoff, Ray. (n.d.). How Did Language Begin? Linguistic Society of America websit. www.linguisticsociety.org/content/how-did-language-begin

Longrich, Nicholas. R. (2020, September 9). When did we become fully human? What fossils and DNA tell us about the evolution of modern intelligence. The Conversation. theconversation.com/when-did-we-become-fully-human-what-fossils-and-dna-tell-us-about-the-evolution-of-modern-intelligence-143717

Nordquist, Richard. (2020, June 29). Five Theories on the Origins of Language. ThoughtCo. www.thoughtco.com/where-does-language-come-from-1691015

پانویس 


[i] Ding-Dong Theory

[ii] Otto Jesperson

[iii] La-La Theory

[iv] Synchronic vs. diachronic study

[v] Theoretical vs. applied linguistics

[vi] Microlinguistics vs. macrolinguistics

زبان و زبانشناسی

دیدگاه‌ها برای زبان و زبانشناسی بسته هستند