جایگاه و کاربردِ «را» در زبان فارسی

نوشته شده توسط , 23 دسامبر 2016

جایگاه و کاربردِ «را» در زبان فارسی

زمان رضاخانی

را چیست؟

را در زبان فارسی، واژه‌ای نقش‌نما است؛ یعنی برخلاف خواهر، برادر، صندلی، درخت،… واقعیتِ بیرونی ندارد، بلکه نقش‌های دستوری و نحویِ جمله را تعیین می‌کند.

همچنین را از جمله حروف اضافه در زبان فارسی است.

نقشِ را در نحو، نمایشِ مفعول مستقیم است.

 

مفعول چیست؟ مفعول مستقیم کدام است؟

مفعول بخشی از جمله است که از فعل تاثیر می‌پذیرد. بنابراین، در جمله‌ی علی سیب را خورد، علی کننده و فاعل است؛ در حالی که تاثیر این فعل، به طور مستقیم بر سیب واقع می‌شود. پس سیب را مفعول مستقیم می‌نامیم.

گاه بخش‌هایی از جمله، از فعل تاثیر نامستقیم می‌گیرند. مثال‌ها:

1.    علی سیب را به حسن داد.

2.    علی سیب را از حسن گرفت.

3.    علی سیب را در کیفش گذاشت.

4.    علی سیب را برای حسن خرید.

در هر چهار جمله‌ی بالا، “علی” فاعل است. همچنین در هر چهار مثال، فعل به طور مستقیم بر سیب انجام شده است و “سیب” نقش مفعول مستقیم دارد.

اما در جمله‌های اول، دوم و چهارم، حسن؛ و در جمله‌ی سوم کیفش نیز از فعل تاثیر پذیرفته‌اند و در اصطلاح، مفعول‌های باواسطه یا به طور دقیق‌تر، مفعولِ به‌یی (مفعولٌ به)، مفعولِ ازی (مفعولٌ منه)، مفعولِ برایی (مفعولٌ له) و مفعولِ دری (مفعولٌ فیه) نامیده می‌شوند.

مفعول مستقیم را با این دو پرسش‌واره، می‌توانیم آزمایش کنیم: چه کسی را؟ چه چیزی را؟

بنابراین، می‌گوییم «علی چه چیزی را به حسن داد؟» و پاسخ البته سیب است.

مفعول در ساده‌ترین شکلِ خود، تنها یک کلمه است: سیب

اما مفعول می‌تواند دو یا چند کلمه باشد: سیبِ سرخ، سیبِ سرخِ رسیده، سیبِ سرخِ تازه‌رسیده‌ی سردرختی،….

حال به تفاوتِ این دو جمله توجه کنید:

5.    علی سیب را سرخِ رسیده به حسن داد.

6.    علی سیبِ سرخِ رسیده را به حسن داد.

در مثال 5، تاکید بر سیب است و «سرخ رسیده» بیشتر نقش قیدی دارد.

در مثال 6، «سیب سرخ رسیده» یک گروه‌واژه‌ی مفعولی است و نقش‌نمای را به کل گروه‌واژه بازمی‌گردد.

اکنون به تفاوتِ این دو مثال دقت کنید:

7.    واشینگتن باید سیاست خود را در سوریه تغییر دهد.

8.    واشینگتن باید سیاست خود در سوریه را تغییر دهد.

حال بیایید جمله‌ها را کامل‌تر کنیم:

7. تکمیلی: استفاده از نیروی نظامی برای پیشبرد اهداف سیاسی، رویکرد همیشگی آمریکا در مناسبات بین‌المللی بوده است؛ اما با توجه به پیچیدگی شرایط سوریه و حضور موثر تهران و مسکو در منطقه، واشینگتن باید سیاست خود را در سوریه تغییر دهد.

این جمله یعنی، سیاستِ واشنگتن هرچه هست، در سوریه باید تغییر کند.

8.تکمیلی: ایالات متحده در سال‌های اخیر از شورشیان مسلح برای سرنگونی دولت بشار اسد استفاده کرده است. با توجه به شکستِ این رویکرد، به نظر می‌رسد که واشینگتن باید سیاستِ خود در سوریه را تغییر دهد.

این جمله یعنی، سیاست واشینگتن در تمام جهان استفاده از شورشیان مسلح نیست؛ بلکه این سیاستِ ویژه‌ی واشینگتن در سوریه است و باید تغییر کند.

نکته: گروه‌واژه‌ها را می‌توان با حروف ربط به یکدیگر وصل کرد و را همچنان به کل گروه‌واژه‌های متصل به یکدیگر اشاره خواهد داشت. مثال:

9.    شرکت فوجی پخش فیلم را با کیفیت 4k آغاز کرد.

10.    شرکت فوجی پخش فیلم با کیفیت 4k را آغاز کرد.

11.   شرکت فوجی پخش فیلم با کیفیت 4k را در اینترنت آغاز کرد.

12.   شرکت فوجی، طبق وعده‌ی خود، پخش فیلم با کیفیت 4k در اینترنت را آغاز کرد.

در مثال 9، منظورِ گوینده می‌تواند این باشد که شرکت فوجی برای نخستین بار وارد حوزه‌ی پخش فیلم شده است و کیفیت فیلم‌هایش هم 4k است.

در مثال 10، منظورِ گوینده ‌می‌تواند این باشد که فوجی پیشاپیش در کارِ پخش فیلم بوده، اما پخش فیلم با کیفیتِ 4k را تازه آغاز کرده است.

تفاوتِ ظریفِ مثال‌های 11 و 12 را نیز زمانی می‌توان فهمید که مثال 11 را این‌گونه بسط دهیم: «شرکت سونی پخش فیلم با کیفیت 4k را در شبکه خانگی آغاز کرد و به سایر بخش‌ها توسعه داد، اما شرکت فوجی پخش فیلم با کیفیت 4k را در اینترنت آغاز کرد و به سایر بخش‌ها گسترش داد.»

حالا مفهوم و کاربردِ را در مثال 12 با مثال 11 کاملا متفاوت است.

و مثال دیگر:

13.   ژاپن، تایلند و میانمار، قراردادِ ساخت منطقه ویژه اقتصادی را در داوِی (Dawei) امضا کردند.

14.   ژاپن، تایلند و میانمار، قراردادِ ساخت منطقه ویژه اقتصادی در داوی (Dawei) را امضا کردند.

واقعیت این است که قرارداد نه در داوِی، بلکه در توکیو امضا شده است؛ اما محتوای قرارداد، “ساختِ منطقه ویژه اقتصادی در داوِی” است. بنابراین جمله 14 منظور گوینده را می‌رساند و جمله 13 نادرست است.

و باز مثالی دیگر:

15.   اولاند سفر خود به ترکیه را برای شرکت در نشستِ گروه 20 لغو کرد

16.   اولاند سفر خود به ترکیه برای شرکت در نشستِ گروه 20 را لغو کرد

و باز هم مثالی دیگر:

17.  آژانس نخستین گزارش امسال خود را درباره ایران منتشر می‌کند

18.  آژانس نخستین گزارش امسال خود درباره ایران را منتشر ‌می‌کند

پرسش کلیدی: با توجه به مثال‌هایی که تا اینجا گفته شد، آیا درست است که بگوییم «در زبان فارسی، “را” هرچه از فعل دورتر باشد، صحیح‌تر است»؟!!

 

جمله‌واره‌ی مفعولی چیست؟  

تا اینجا متوجه شدیم که مفعولِ مستقیم، می‌تواند یک واژه یا یک گروه‌واژه باشد و «منظورِ گوینده» است که در این زمینه، نقشِ تعیین کننده دارد.

اکنون به مثال‌های زیر توجه کنید:

19.   اینکه من به دانشگاه می‌روم،…

20.   اگر همه چیز درست باشد،…

مثال‌های 19 و 20، فعل هم دارند و نمی‌توانند گروه‌واژه (عبارت) قلمداد شوند. از سویی، هیچ‌یک از آنها جمله‌ی کامل و مستقل نیستند. به مواردی مانند این دو مثال، “جمله‌واره” می‌گوییم.

حال به مثالِ زیر دقت کنید:

21.   شما که می‌دانید در سازمانِ ما هیچ چیز سر جایش نیست! پس “اگر همه چیز درست باشد” را حداقل از زبان شما نباید بشنویم.

در مثالِ 21 مشاهده می‌کنیم که یک سخن یا یک جمله‌واره هم می‌تواند مفعول مستقیم باشد.

 

** آزمایشِ “اینکه”

به دلیل نقشی که جمله‌واره‌های مفعولی دارند، اغلبِ فارسی زبانان، مثال 16 را درست و مثال 17 را نامانوس می‌دانند:

22.    هیات‌مدیره، اینکه علی مدیرعامل باشد را اهانت به خود تلقی کرد.

23.    هیات‌مدیره، این را که علی مدیرعامل باشد، اهانت به خود تلقی کرد.

در مثال 22، {اینکه علی مدیرعامل باشد}  یک جمله‌واره‌ی مفعولی است.

اکنون بیاییم نقش مفعولیِ جمله‌واره و گروه‌واژه را با آزمایشِ سنتیِ “چه چیزی را” و “چه کسی را” ارزیابی کنیم.

هیات مدیره چه چیزی را نپذیرفت؟

این را

اینکه علی مدیرعامل باشد را

هیات مدیره چه چیزی را به او داد؟

مسئولیت را

مسئولیت امور اداری را

 

جمله‌واره‌های نقش‌دار

بالاتر دیدیدم که مفعول می‌تواند یک واژه، گروه‌واژه یا جمله‌واره باشد. این وضعیت در مورد سایر نقش‌های نحوی نیز صادق است. در ادامه، خواهیم دید که قید نیز ممکن است یک جمله‌واره باشد.

 

زبان محاوره

در زبان محاوره نیز مانند زبانِ رسمی و نوشتاری، “را” می‌تواند به یک واژه، گروه‌واژه یا جمله‌واره اشاره کند. در گفتارِ فارسی، نقش‌نمایِ “را” به صورتِ  ro یا o بیان می‌شود:

سوال: کیو میگی؟

پاسخ:

24.   اونی که پشت دایی ایستاده رو میگم.

25.   اونیو که پشت دایی ایستاده میگم.

 

در جمله‌ی 24 “کسی که پشتِ دایی ایستاده است”، مفعول مستقیم است. در جمله‌ی 25، “کس” مفعول مستقیم و “پشت پنجره” قید مکان است. در مثال 25، بر “کس” تاکید بیشتری شده است. در حالی که در جمله‌ی 24، بر “کس” و “جایی که ایستاده”، به یک اندازه تاکید می‌شود.

 

نمودار درختیِ مفعول بی‌واسطه در نحو فارسی

ورود به حوزه‌ی نمودارهای درختی، به‌دلیل گستردگی مباحث نحوی، ریسک بزرگی است. با این حال، صرفا برای اشاره‌ای گذرا، بد نیست به نمودارِ درختیِ مفعولِ بی‌واسطه در زبان فارسی، نگاهی بیندازیم.

در زبانِ فارسی، هر جمله‌ی ساده، از دو بخشِ نهاد و گزاره تشکیل شده است. مثال: علی رفت.

1

در جمله‌های پیچیده‌تر، گروه‌های قیدی و هسته‌ها و وابسته‌های دیگر هم به جمله اضافه می‌شوند. برای نمونه، به مثالی اشاره می‌کنیم که دکتر “مهدی مشکوه‌الدینی”، استادتمامِ زبانشناسی، برای نمایشِ جایگاهِ گروه‌های قیدی در جمله، می‌آورد: وقتی از خانه بیرون آمدم، آفتاب هنوز سر نزده بوده.

توضیح: مثلث در نمودارهای درختی، بدین معناست که می‌شود عبارتِ زیرِ مثلث را به جزئیاتِ نحویِ بیشتری تقسیم کرد.

2

حال اگر جمله‌ای بنویسیم که در آن، مفعول‌های بی‌واسطه و باواسطه وجود داشته باشد، نمودار درختیِ زیر را در ساده‌ترین حالت، خواهیم داشت.

3

 

*   مفعول بی‌واسطه در فارسی می‌تواند گروه اسمی باشد، چون با اسم آغاز می‌شود.

* مفعول باواسطه در فارسی می‌تواند گروهِ حرفِ اضافه‌ای باشد، چون با حرف اضافه آغاز می‌شود.

حال گویشورِ زبان فارسی، می‌تواند هریک از این گروه‌ها را با یک هسته و چندین وابسته گسترش دهد. مثلا در اینجا، می‌خواهیم گروه اسمی که مفعول بی‌واسطه‌ی مااست را گسترش دهیم:

 4

دیدگاه‎ها مسدود است