چرا همشیره را «خاهر» می خوانیم، اما «خواهر» می نویسیم؟

نوشته شده توسط , 30 آگوست 2014

نمایه –در مجموعه ی “شایسته است بدانیم”، نکته هایی جذاب، اما کمتربیان شده درباره زبان های ایرانی، به صورت کوتاه و گویا به خوانندگان ارایه می شود.

چرا همشیره را «خاهر» می خوانیم، اما «خواهر» می نویسیم؟

sisters1

برای پاسخ به این پرسش، باید بدانیم که «نوشتار» همیشه از «گفتار» محافظه کارتر است؛ یعنی در نوشتار، تمایل به حفظ صورت کهن زبان وجود دارد و گفتار، سریعتر دستخوش دگرگونی می شود.

ما امروزه «خاهر» را «خواهر» می نویسیم چون در زبان های پهلوی و فارسی میانه (اشکانیان و ساسانیان)، این واژه همینطور که می نویسیم خوانده می شد: /khwaahar/. سپس با گذر زمان، تلفظ واژگان تغییر کرد، اما صورت نوشتاری کهن باقی ماند.

واژه های خواستن /khwaastan/، خواندن /khwaandan/ و خواب /khwaamn یا khwaab/ نیز از همین قاعده پیروی می کنند.

حالا یک نکته ی جالب: آیا توجه کرده اید که شما بیشتر واژگانی که واکه ی / اُ / (ضَمّه) دارند را بدون حرف “واو” می نویسید؟ مثلا «هنر»، «گرسنه»، «پشت» و «کشتار» را هرگز به صورت هونر، گوروسنه، پوشت و کوشتار نمی نویسید، اما واژه های «خوش» و «خوردن» را با “واو” می نویسید! چرا؟

گمان می کنم اکنون پاسخ این پرسش را بتوانید حدس بزنید. دلیل این است که «خوش» در زبان فارسی میانه /khwash/ بوده است.

جالب این است که «خوش» با تلفظ کهن، در برخی شعرهای قدیم ایران، از جمله در شاهنامه فردوسی، دیده می شود. در داستان «گشتاسپ و کتایون»، زمانی که پادشاه روم از دخترش می خواهد که در جشن های دربار، به دنبال همسری خوب برای خود باشد، دخترش (کتایون) عاشق پسری غیررومی (گشتاسپ) می شود. فرمانروای روم از اینکه دخترش با این کار، نژاد شاهانه و رومی او را ننگین می کند خشمگین می شود و تهدید می کند که هر دو را گردن خواهد زد. در این هنگام، اسقفی خردمند، حاکم را پند می دهد:

تو با دخترت گفتی انباز جوی

نگفتی که رومی سرافراز جوی

کنون جست آن را که آمدش خوش

تو از راه یزدان سرت را مکش

در خوانش مصراع سوم، باید روی دو آوای واپسین «آمدش» (روی /د/ و /ش/) سکون بگذارید تا وزن شعر حفظ شود و خوش را هم به صورت کهن (khwash) تلفظ کنید تا با مکش (makash، سرکشی مکن) قافیه کامل شود.

واژه ی خوردن نیز که امروزه /khordan/ تلفظ می شود، در فارسی میانه و تا چند قرن پس از اسلام، /khwardan/ بوده است. درست به همین دلیل است که سعدی، در غزل زیر، “خوردم” را با “آوردم”، “کردم” و “دردم” هم قافیه می گیرد:

عشق بازی نه من آخر به جهان آوردم

یا گناهیست که اول من مسکین کردم

تو که از صورت حال دل ما بیخبری

غم دل با تو نگویم که ندانی دردم

ای که پندم دهی از عشق و ملامت گویی

تو نبودی که من این جام محبت خوردم

یا نظامی گنجوی در خسرو و شیرین می گوید:

نه هر آبی که پیش آید توان خورد (khward)

نه هرچ از دست خیزد توان کرد

و باز فردوسی در آفرینش ماه و در تشبیه هلال ماه به پشت خمیده ی کسی که غم عشق خورده باشد، می گوید:

پدید آید آنگاه باریک و زرد

چو پشت کسی کو غم عشق خورد (khward)

 

پرسش: آیا زبان های دیگر نیز چنین ویژگی هایی دارند؟

night sight

پاسخ: آری! صورت نوشتاری در همه ی زبان ها، محافظه کارتر از صورت گفتاری است. در انگلیسی نیز شب را night می نویسیم، اما gh را نمی خوانیم؛ زیرا این واژه در اصل از ریشه ی ژرمانی «ناخت» گرفته شده و در انگلیسی کهن «نیخت» و «نیهت» تلفظ می شده است (انگلیسی از خانواده زبان های ژرمانی است). سپس تلفظ این واژه دگرگون شده، اما شکل کهن باقی مانده است.

واژه ی sight (منظره) نیز به این دلیل gh دارد که خاستگاهی ژرمانی دارد و با «سیخت» آلمانی و «زیخت» هلندی همریشه است. بنابراین، زمانی که آوای /خ/ از انگلیسی حذف شد، gh نیز خوانده نشد، اما همچنان شکل نوشتاری آن باقی ماند.

می دانیم که زبان فارسی نیز همچون زبان های ژرمانی از خانواده ی بزرگ زبان های هند و اروپایی است و به همین دلیل، شماری از واژگان فارسی و انگلیسی، همریشه اند. یکی از این واژگان همریشه، daughter است. اکنون اگر از شما بپرسند که از دو تلفظ فارسی «دختر» و انگلیسی «daughter» (داتر)، کدامیک احتمالا به گویش نخستین هند و اروپاییان نزدیک تر است، چه پاسخی خواهید داد؟

 

دیدگاه‎ها مسدود است