کدام ترجمه قرآن به زبان فارسی بهتر است؟

نوشته شده توسط , 10 آگوست 2014

کدام ترجمه قرآن به زبان فارسی بهتر است؟

زمان رضاخانی

1 – ترجمه چیست؟

«یومی سانتیاگو اوچیدا» در اثر خود به نام “ترجمه – مبانی نظری، سازه ها، انواع، اصول، تعریف”[1] می گوید: ترجمه شامل درک معنای یک متن و سپس تولید متنی برابر با آن در زبانی دیگر است که پیام مشابهی را در آن زبان ارایه می کند.

«باسل حاتم» و «جِرِمی ماندِی» در کتاب “ترجمه[2]” چاپ راوتلج، توضیح می دهند که چگونه مطالعات زبانشناسی و بررسی های ادبی، فرهنگی و حتی فلسفی با “دانش ترجمه”، پهنه های مشترک دارند و مترجم برای انجام ترجمه ای خوب، ناچار است وارد عرصه های یادشده شود.

شاید به دلیل همین دشواری هاست که «جولیان هاوس» در کتاب “ترجمه” چاپ آکسفورد، مطالعه ی اثر ترجمه شده را با کمی اغراق، به “تماشای طرح قالی از پشت” و “بوسیدن کسی از روی دستمال کاغذی” تشبیه می کند؛ شما هم طرح قالی را دیده اید و هم فرد را بوسیده اید، اما نه قالی را واقعا دیده اید و نه آن فرد را واقعا بوسیده اید!

 

2 – ویژگی های ترجمه خوب

یک “ترجمه ی خوب”، ویژگی هایی دارد که شرح آن در کتاب های آموزشی و تخصصی آورده شده است. در این مقاله، تنها به یادآوری استانداردهای کلی ترجمه بسنده می کنیم. «علی درویش»، ترجمه شناس برجسته ی عرب، در کتاب سازه های ترجمه[3]، از هفت “استاندارد ترجمه” یاد می کند که در زیر به آنها اشاره ای کوتاه کرده ایم:

  1. درستی (accuracy): یعنی همسانی متن ترجمه شده با متن زبان اصلی. این ویژگی به تسلط مترجم بر زبان مبدا (زبان اصلی) و توانایی او در مهارت “خواندن و درک مطلب” ارتباط مستقیم دارد.
  2. خرده نمایی (precision): یعنی استفاده از واژگانی که معنای آشکار و دقیق دارند (در صورتی که متن زبان اصلی نیز آشکار باشد و دارای ایهام نباشد). برای مثال اگر می خواهید بگویید فلان شرکت بر لبه ی پرتگاه قرار دارد، بهتر است از عبارت on the edge of collapseاستفاده کنید؛ نه on the brink of collapse. زیر اگرچه brink و edge مترادف هستند، اما brink به معنای آغاز یک فرایند نیز هست و این معنایش درست به اندازه ی معنای “لبه” کاربرد دارد. بنابراین، بهتر است از edge استفاده کنیم تا خواننده تردید نکند که آیا شرکت دارد به پرتگاه وارد می شود یا بر لبه ی پرتگاه (در معرض خطر) است.
  3. غلط گیری شدگی (correctness): یعنی متن ترجمه شده در زبان مقصد، دارای اشکال های نگارشی و دستوری نباشد و به شیوایی و روانی ترجمه آسیب نرساند.
  4. بی کم و کاستی (completeness): یعنی چیزی از مفاهیم موجود در متن اصلی، کم و چیزی بدان اضافه نشده باشد. این ویژگی را می توان با عنوان “وفاداری به متن اصلی” یاد کرد.
  5. پیوستگی (consistency): یعنی یکپارچگی متن از نظر معادل های واژگان و آیین نگارش. بنابراین، اگر consistency را در جایی از کتاب “پیوستگی” ترجمه کرده ایم، نباید آن را در جای دیگری از همان کتاب “انسجام” ترجمه کنیم. اگر برای نقل قول در جایی از کتاب از گیومه به تنهایی استفاده کرده ایم، نباید در جای دیگری از همان کتاب، از گیومه و دونقطه استفاده کنیم.
  6. شیوایی (clarity): متنی شیواست که معنای قطعی آن در کمترین زمان ممکن به خواننده منتقل شود. اگر خواننده برای درک ترجمه به دردسر افتد، آن ترجمه “َشیوایی” ندارد.
  7. تناسب با هدف (fitness for purpose): ترجمه می تواند درست، شیوا، بی کم و کاست، خرده نمایی شده و غلط گیری شده باشد، اما همچنان تناسبی با متن اصلی نداشته باشد. یک متن ادبی یا کهن را نباید با ادبیات مدرن ترجمه کرد و یک متن علمی را درست نیست که به سبک ادبیات کلاسیک ترجمه نمود. پس سبک نگارش، واژه گزینی و ادبیات به کار رفته در ترجمه، تعیین کننده ی تناسب داشتن یا نداشتن با هدف است.

 

3 – مقایسه شش ترجمه قرآن به فارسی

در این بخش، شش ترجمه ی معروف از قرآن کریم که توسط استادان “محمد مهدی فولادوند”، “مهدی الهی قمشه ای”، “ناصر مکارم شیرازی”، “حسین انصاریان”، “عبدالحمید آیتی”، و “بهاء الدین خرمشاهی” انجام شده است را مقایسه می کنیم.

Fooladvand

محمد مهدی فولادوند (1299 – 1387) دانش آموخته ی دانشگاه سوربن پاریس در رشته ادبیات، هنر، فلسفه و زبانشناسی عربی بود. فولادوند 14 سال در فرانسه زندگی کرد و در این مدت، به عضویت دایمی انجمن نویسندگان فرانسه و عضویت ناپیوسته انجمن شاعران آن کشور در آمد. وی سال 1344 به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان عضو هیات علمی به تدریس الهیات پرداخت. اگرچه فولادوند را به عنوان استاد الهیات می شناسند، اما او مترجمی ورزیده، زبانشناسی کاردان و شاعری چیره دست بود. ترجمه های او از قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه شهرت فراوان دارد؛ هرچند او ترجمه ی آثار دیگری، همچون “مادام بواری”، اثر گوستاو فلوبر را نیز در کارنامه دارد. او دیوان شعری به زبان فرانسوی نوشته است. «محمد علی جمالزاده»، پدر داستان نویسی مدرن ایران، از کسانی بود که پس از خواندن ترجمه های پراکنده ی فولادوند از قرآن، او را به ترجمه کل قرآن کریم تشویق کرد. در میان آثاری که در این بخش از مقاله ی حاضر مقایسه شده اند، ترجمه ی فولادوند از نظر قدمت، پس از ترجمه ی الهی قمشه ای، جایگاه دوم را دارد.

ghomsh

مهدی الهی قمشه ای (1280 – 1352)، از فقیهان روشنفکر زمان خود بود. وی افزون بر تدریس حکمت و فلسفه در مدرسه سپسالار، زبان عربی را در دانشکده زبان های خارجی و فلسفه را در دانشکده الهیات دانشگاه تهران درس می داد. حسین الهی قمشه ای (عارف، ادیب و سخنران معروف)، فرزند اوست. فرزندان دیگر وی نیز همگی از نخبگان ایران و کانادا محسوب می شوند. از جمله شاگردان الهی قمشه ای می توان به آیت الله جوادی آملی (مفسر قرآن) و آیت الله حسن زاده آملی اشاره کرد.

Makarem

ناصر مکارم شیرازی (زاده 1305)، از فقیهان معتقد به فعالیت سیاسی است. “تفسیر نمونه” که وی با کمک 8 نفر دیگر (از جمله محسن قرائتی) به رشته تحریر در آورده است، تفسیری ساده، اما جامع از قرآن کریم شمرده می شود.

ans

حسین انصاریان (زاده 1323)، از فقیهان معتقد به فعالیت سیاسی است. انصاریان، افزون بر قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را نیز به فارسی برگردانده است.

Ayati

عبدالحمید آیتی (1305 تا 1392) افزون بر تحصیلات مقدماتی حوزوی، مدرک کارشناسی از دانشکده الهیات و معارف دانشگاه تهران داشت. وی کارمند رسمی آموزش و پرورش بود، اما در برخی دانشگاه های کشور، زبان فارسی و ادبیات عربی نیز درس می داد. آیتی از مترجمان نامدار کشور و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود.

khoram

بهاء الدین خرمشاهی (زاده 1324) کارشناس ادبیات فارسی، کارشناس ارشد کتابداری، حافظ پژوه و قرآن پژوه است. وی دست کم 13 اثر داستانی و غیرداستانی را به فارسی ترجمه کرده است که قرآن کریم، یکی از آنهاست. آثار تالیفی وی، بیشتر در حوزه های حافظ پژوهی و قرآن پژوهی هستند.

برای مقایسه ی ترجمه ی استادان یادشده، آیه هایی از سوره های انعام، حمد، واقعه، فیل و اسراء برگزیده شده اند. در گزینش سوره ها، معیار خاصی وجود نداشته است. پنج سوره از قرآن به صورت کاملا اتفاقی انتخاب شد و از آیه های ابتدایی هر سوره، آن آیه یا آیه ها که ترجمه اش احتمالا می توانست متفاوت باشد، برگزیده شد. روش مقایسه بدین ترتیب است که ابتدا متن آیه و سپس ترجمه شش استاد آورده شده و پس از آن، نقد ترجمه ها انجام گرفته است.

298

مثال یک

الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ۖ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ﴿انعام –١

فولادوند:ستايش خدايى را كه آسمانها و زمين را آفريد، و تاريكيها و روشنايى را پديد آورد. با اين همه، كسانى كه كفر ورزيده‌اند [غير او را] با پروردگار خود برابر مى‌كنند.

الهی قمشه ای:ستایش خدای راست که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنایی را مقرّر داشت (و با آنکه نظم آسمان و زمین دلیل یکتایی اوست) باز کافران به پروردگار خود شرک می‌آورند.

مکارم شیرازی:ستایش برای خداوندی است که آسمانها و زمین را آفرید، و ظلمتها و نور را پدید آورد؛ اما کافران برای پروردگار خود، شریک و شبیه قرارمی‌دهند (با اینکه دلایل توحید و یگانگی او، در آفرینش جهان آشکار است).

انصاریان:همه ستایش ها ویژه خداست که آسمان ها و زمین را آفرید و تاریکی ها و روشنی را پدید آورد. [با این همه نشانه ها که گواهی بر یکتایی و قدرت اوست] باز کافران برای پروردگارشان [بت ها و معبودهای باطل را] شریک و همتا قرار می دهند.

آیتی:ستايش از آن خداوندى است كه آسمانها و زمين را بيافريد و تاريكيها و روشنايى را پديدار كرد، با اين همه، كافران با پروردگار خويش ديگرى را برابر مى‌دارند.

خرمشاهی:سپاس خداوندی را که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکی و روشنایی را پدید آورد، آنگاه کافران برای پروردگارشان شریک قائل می‌شوند.

 

در ترجمه های الهی قمشه ای، مکارم شیرازی و انصاریان، نظر و تفسیر مترجم درون پرانتز به متن اصلی افزوده شده است که این کار، اصل “وفاداری به متن” را زیر سوال می برد. توضیحات مترجم، اگر ضروری باشد، باید به صورت حاشیه نویسی یا زیرنویسی انجام شود و به هیچ وجه چیزی از سوی مترجم وارد متن اصلی نشود.

یک اشکالِ ورود نظر به متن اصلی، به ویژه در ترجمه ی قرآن، این است که گاه ترجمه های مختلف کاملا با یکدیگر متفاوت می شوند. برای مثال در آیه ی بالا، “قرآن الهی قمشه ای” از نظم آسمان و ها زمین سخن می گوید، اما “قرآن مکارم شیرازی” در این آیه، چیزی از آسمان و زمین ندارد. همچنین “قرآن انصاریان” از پرستش بت ها و معبودهای باطل سخن به میان می آورد؛ حال آنکه قرآن های دیگر چنین مفهومی را در این آیه ندارند.

همچنین در فارسی می شود ایمان آورد، اما نمی شود شرک آورد؛ بلکه می شود شرکت ورزید. این اشکال همنشینی (collocation) نیز بر ترجمه ی الهی قمشه ای وارد است.

از سوی دیگر، واژه ی “یعدلون” در پایان آیه، اگرچه اشاره غیرمستقیم به “شرک” دارد، اما بر اساس اصل “خرده نمایی”، مترجم باید دقیق ترین معادل را برای واژگان بیابد و نه دقیق ترین توضیح را. “یعدلون” از “معادل دانستن” و “برابر دانستن” است و در این مورد، آقایان آیتی و فولادوند که هر دو استاد زبان عربی بودند، ترجمه های درست تری را انجام داده اند.

دقت فولادوند در وفاداری به متن اصلی تا اندازه ای است که عبارت “غیر او” که در متن آیه نیست، اما در مفهوم آیه وجود دارد را درون کروشه آورده است. البته اگر فولادوند این عبارت را بیرون از کروشه می آورد هم ترجمه اش درست بود؛ زیرا “حذف و اضافه (addition & deletion) در ساختار با هدف تطابق معنایی در متن مبداء و مقصد”، از فنون بدیهی ترجمه است.

298

مثال دو

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ﴿حمد – ٧

فولادوند: راه آنان كه گرامى‌شان داشته‌اى، نه [راه‌] مغضوبان، و نه [راه‌] گمراهان.

الهی قمشه ای: راه آنان که به آنها انعام فرمودی، نه راه کسانی که بر آنها خشم فرمودی (قوم یهود) و نه گمراهان (چون اغلب نصاری).

مکارم شیرازی: راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای؛ و نه گمراهان.

آیتی: راه كسانى كه ايشان را نعمت داده‌اى، نه خشم گرفتگانِ بر آنها و نه گمراهان.

خرمشاهی:راه کسانی که آنان را نواخته‌ای، نه آنان که از نظر انداخته‌ای، و نه گمراهان‌

انصاریان: راه کسانی [چون پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان که به خاطر لیاقتشان] به آنان نعمتِ [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه] عطا کردی، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه اند.

 

در مورد ترجمه الهی قمشه ای: در فارسی رایج است که کسی را انعام “فرمود”، اما رایج نیست که کسی را خشم “فرمود”!! به عبارت دیگر، “خشم فرمودن” در فارسی همنشینی (collocation) ندارد. اما به دلیل اصل “پیوستگی”، برای انعمت علیهم و غیرالمغظوب علیهم نمی شود یکجا گفت انعام “فرمودی” اما جای دیگر گفت غضب “کردی“؛ در حالی که در متن اصلی، هر دو کارهایی است که “علیهم” انجام شده است. بنابراین، در این مورد، مکارم، آیتی، فولادوند و خرمشاهی بهتر عمل کرده اند.

الهی قمشه ای در این آیه نیز همچون مثال پیشین، ره به خطا برده و این بار با جسارت فراوان شرح داده است که معنای این آیه، خشم خدا علیه یهودیان و گمراه بودن مسیحیان است! حتی اگر این سخن درست بود هم مترجم حق نداشت آن را به متن اصلی بیفزاید.

ترجمه ی موزون و شعرگونه ی خرمشاهی در این آیه برایم جالب است؛ هرچند او این ویژگی را در جاهای دیگر حفظ نکرده و مثلا برای سوره ی “الرحمن” که یکی از ریتمیک ترین و شعرگونه ترین سوره های قرآن است، ترجمه ای بی وزن ارایه می کند.

نقدی که درباره ی افزودن توضیح و تفسیر به ترجمه بر کار الهی قمشه ای وارد شد، عینا در مورد ترجمه انصاریان نیز صدق می کند.

298

مثال سه

فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ ﴿٨﴾ وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿واقعه – ٩

فولادوند:ياران دست راست، كدامند ياران دست راست؟ و ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟

الهی قمشه ای:گروهی راستان، اصحاب یمین باشند که چقدر حالشان (در بهشت ابد) نیکوست! و گروهی ناراستان، اصحاب شومی و شقاوتند که چقدر روزگارشان (در دوزخ) سخت است.

انصاریان: سعادتمندان، چه بلند مرتبه اند سعادتمندان! و شقاوتمندان، چه دون پایه اند شقاوتمندان!

مکارم شیرازی: (نخست) سعادتمندان و خجستگان (هستند)؛ چه سعادتمندان و خجستگانی! گروه دیگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانی!

آیتی: يكى اهل سعادت. اهل سعادت چه حال دارند؟ ديگر، اهل شقاوت. اهل شقاوت چه حال دارند؟

خرمشاهی: [یکی‌] اصحاب یمین، و چه حال دارند اصحاب یمین‌. و [دیگری‌] اصحاب شمال، و چه حال دارند اصحاب شمال‌.

 

در درک مفهوم این دو آیه، احتمالا همه ی مترجمان اشتباه کرده اند و “درستی” (accuracy) ترجمه ی آنان در این مورد، نقض می شود. الْمَشْأَمَةِ در عربی، دو معنا دارد: 1. شمال، 2. شوم (نامبارک، بدشگون). الْمَيْمَنَةِ نیز در عربی دو معنا دارد: 1. راست (متضاد چپ، همخانواده ی یمین)، 2. خجسته (مبارک، همخانواده ی میمون). مترجمان عرب، به دلیلی که بر اینجانب پوشیده است، میمنه و مشامه را در آیه ی بالا، “راست و چپ” تفسیر و به انگلیسی ترجمه کرده اند. محمدمهدی فولادوند نیز با مترجمان عرب همسو است. شاید چون باور عامیانه بر این است که کارنامه نیکوکاران به دست راست و کارنامه گناهکاران به دست چپ شان داده می شود، مترجمان عرب “مشامه” را نیز برخلاف معنایش، چپ ترجمه کرده اند. با این حال، بر اساس آنچه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان شرح داده است، به نظر می رسد میمنه و مشامه در آیه ی بالا به معنای خجسته و نامبارک باشد؛ زیرا اگر منظور از میمنه «راست» می بود، می بایست در مقابل آن، میسره (چپ) قرار گیرد و نه مشامه (شمال یا نامبارک). افزون بر این، قرآن در این سوره، یادآوری می کند که در روز قیامت، انسان ها به سه گروه می شوند: “اصحاب میمنه”، “اصحاب مشامه” و “السابقون السابقون” (کسانی که در دنیا در کار خیر پیشگام بودند و در آخرت نیز در رفتن به بهشت پیشگام خواهند بود {سابق = سبقت گیرنده}). به نظر می رسد با توجه به معنای بافت (context) نیز دیدگاه علامه طباطبایی درست باشد. بیشتر مترجمان ایرانی، از دیدگاه علامه پیروی کرده اند.

ترجمه ی خرمشاهی نیز در نوع خود جالب توجه است: یمین و شمال!

“ما” در عربی یعنی “چه”. الهی قمشه ای و انصاریان “ما” را اینگونه  ترجمه کرده اند که گویا قرآن می گوید “اصحاب میمنه. به به! عجب اصحاب میمنه ای!” اگر منظور تعریف و تمجید بود، می فرمود “اصحاب میمنه، به! چه اصحابی” یا “اصحاب میمنه، به! چه میمنه ای” نه اینکه بگوید “اصحاب میمنه، به! چه اصحاب میمنه ای”!! در بهترین حالت، اگر اطمینان داریم که واژه ی “ما” به معنای “چگونه و چه حال” است، باید بپذیریم که آیه ایهام دارد و نباید ترجمه را به صورت آشکار و بی ایهام انجام داد. در این مورد، مکارم شیرازی بهتر عمل کرده است: سعادتمندان و خجستگان؛ چه سعادتمندان و خجستگانی! شقاوتمندان و شومان، چه شقاوتمندان و شومانی!

298

مثال چهار

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ﴿١﴾ أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ﴿٢﴾ وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ ﴿٣﴾ تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ ﴿٤﴾ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ ﴿فیل – ٥

فولادوند: آیا ندانسته‌ای که پروردگارت با پیل‌سواران چگونه رفتار کرد؟ آیا نیرنگشان را بی‌اثر نساخت؟ و بر سر آنان پرندگانی فوج‌فوج فرستاد که بر آنان سنگریزه‌هایی از سنگ گل فرو انداختند و سرانجام آنان را مانند برگ کاه نیمه جویده ساخت‌.

الهی قمشه ای: آیا ندیدی که خدای تو با اصحاب فیل (سپاه فیل سوار ابرهه) چه کرد؟ آیا کید و تدبیر آنها را (که برای خرابی کعبه اندیشیدند) تباه نکرد؟ و بر هلاک آنها مرغانی گروه گروه فرستاد. تا آن سپاه را به سنگهای سجّیل (دوزخی) سنگباران کردند. و تنشان را چون علفی زیر دندان حیوان خرد گردانید.

مکارم: آیا ندیدی پروردگارت با فیل سواران [= لشکر ابرهه که برای نابودی کعبه آمده بودند] چه کرد؟! آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهی قرار نداد؟! و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد، که با سنگهای کوچکی آنان را هدف قرارمی‌دادند؛ سرانجام آنها را همچون کاه خورده‌شده (و متلاشی) قرار داد!

انصاریان: آیا ندانسته ای که پروردگارت با فیل سواران چه کرد؟ آیا نیرنگشان را در تباهی قرار نداد [ونقشه آنان را نقش بر آب نساخت؟!] و بر ضد آنان گروه گروه پرندگانی فرستاد؛ [که] بر آنان سنگ هایی از نوع سنگ گِل می افکندند. سرانجام همه آنان را چون کاه جویده شده قرار داد.

آیتی: آيا نديده‌اى كه پروردگارت با اصحاب فيل چه كرد؟ آيا مكرشان را باطل نساخت؟ و بر سر آنها پرندگانى فوج‌فوج فرستاد، تا آنها را با سِجّيل سنگباران كردند. و آنان را چون كاه پس‌مانده در آخور ساخت.

خرمشاهی: آیا ندانسته‌ای که پروردگارت با پیل‌سواران چگونه رفتار کرد؟ آیا نیرنگشان را بی‌اثر نساخت؟ و بر سر آنان پرندگانی فوج‌فوج فرستاد که بر آنان سنگریزه‌هایی از سنگ گل فرو انداختند و سرانجام آنان را مانند برگ کاه نیمه جویده ساخت‌.

 

در ترجمه الهی قمشه ای و مکارم شیرازی، همچون دیگر مثال ها، توضحیات اضافه وارد متن شده است.

به ترجمه ی مکارم، این اشکال همنشینی (collocation) وارد است که در فارسی نمی شود کسی را بر اثر ضربات سنگ، مانند کاه خورد شده “قرار داد”؛ بلکه می شود مانند کاه خوردشده کرد یا ساخت یا نمود. این اشتباه، ناشی از ترجمه ی واژه به واژه (فجعلهم کعصف ماکول) است.

در ترجمه ی مکارم، “نقشه کسی را در ظلالت و تباهی قرار دادن” نیز حاصل ترجمه واژه به واژه و بی توجهی به برگردان اصطلاح ها به زبان مقصد است. این عبارت، به یقین، از شیوایی ترجمه می کاهد و خواننده را برای لحظاتی به فکر وا می دارد تا دریابد که “نقشه کسی را در ظلالت قرار دادن” همان “نقشه کسی را باطل کردن” است!

انصاریان نیز اشتباه بزرگ همنشینی در استفاده از “قراردادن” به جای “کردن” در ترجمه ی “فجعلهم کعصف ماکول”  را مرتکب شده است. وی در ترجمه “الم یجعل کیدهم فی تضلیل”، یکبار همان اشتباه را کرده و سپس درون پرانتز ترجمه صحیح را هم آورده است!

مزیت ترجمه خرمشاهی و فولادوند به ترجمه آیتی این است که این دو از واژگان پارسی بیشتری استفاده کرده اند (نیرنگ به جای مکر، پیل سواران به جای اصحاب فیل، سنگریزه هایی از گل به جای سجیل) و همزمان، با بکارگیری واژگانی چون “فروانداختن”، “بی اثر ساختن” (به جای بی اثر کردن) و “پیل” (به جای فیل)، اصالت کهن متن را نیز حفظ کرده اند. البته اصالت سبک در ترجمه ی آیتی هم حفظ شده است.

298

مثال پنج

وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا ﴿٢٣﴾ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ﴿اسراء – ٢٤

فولادوند:و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد. اگر يكى از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى‌] «اوف» مگو و به آنان پَرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى. و از سر مهربانى، بالِ فروتنى بر آنان بگستر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند.»

الهی قمشه ای: خدای تو حکم فرموده که جز او را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکویی کنید و چنانکه یکی از آنها یا هر دو در نزد تو پیر و سالخورده شوند (که موجب رنج و زحمت تو باشند) زنهار کلمه‌ای که رنجیده خاطر شوند مگو و بر آنها بانگ مزن و آنها را از خود مران و با ایشان به اکرام و احترام سخن‌گو. و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، چنانکه پدر و مادر، مرا از کودکی (به مهربانی) بپروردند تو در حق آنها رحمت و مهربانی فرما.

مکارم شیرازی: و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو! و بالهای تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‌گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده!»

انصاریان: و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو. و برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده.

آیتی: پروردگارت مقرر داشت كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد. هرگاه تا تو زنده هستى هر دو يا يكى از آن دو سالخورده شوند، آنان را ميازار و به درشتى خطاب مكن و با آنان به اكرام سخن بگوى. در برابرشان از روى مهربانى سر تواضع فرود آور و بگو: اى پروردگار من، همچنان كه مرا در خُردى پرورش دادند، بر آنها رحمت آور.

خرمشاهی: و پروردگارت امر کرده است که جز او را مپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، و اگر یکی از آنها، یا هر دو آنها در نزد تو به سن پیری برسند، به آنان حتی اف مگو، و آنان را مران و با ایشان به نرمی [و احترام‌] سخن بگو. و بر آنان بال فروتنی مهرآمیز بگستر و بگو پروردگارا بر آنان رحمت‌آور، همچنانکه [بر من رحمت آوردند و] مرا در کودکی پرورش دادند.

 

نکته ی کلیدی در ترجمه ی این آیه ها، آنجاست که قرآن از مسلمانان می خواهد این دعا را برای پدر و مادر خویش بخوانند: «رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا». در این آیه، خداوند می توانست به جای «رب» از «اللهم» استفاده کنند؛ مانند «اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک…» (انفال: 32 = بار خدایا! اگر این حق است و از سوی توست…) یا می توانست به جای فعل «رَبیانی» از فعل «هَدانی» استفاده کند؛ مانند «ربنا الذی اهدا کل شئ خلقه ثم هَدی» (طه: 50 = پروردگار ما کسی است که به هر چیز، آفرینش سزاوار او را بخشیده و سپس هدایتش گرده است). اما کاربرد «رب» و «ربیانی» در کنار هم؛ آنهم پس از آنکه در آیه ی پیش، دستور به اطاعت از پدر و مادر را همراه با دستور به اطاعت از خداوند می آورد، اشاره ای ظریف به شباهت کار پروردگار با پرورش فرزندان دارد. بنابراین، باید در ترجمه، دقت کرد که این ظرافت به زبان مقصد منتقل شود.

فولادوند و الهی قمشه ای این ظرافت را با کاربرد «پروردگارا» و «پروردند» حفظ کرده اند. خرمشاهی نیز با افزودن یک عبارت درون پرانتز، سعی کرده است که خواننده را متوجه این نکته کند. سایر مترجمان در این مورد به اشتباه افتاده اند.

همچنین، درفارسی “درباره کسی” نمی شود محبت کرد، بلکه می شود “به کسی” محبت کرد. این اشکال همنشینی، به ترجمه ی الهی قمشه ای وارد است.

«اهانت» برداشت شخصی “مکارم شیرازی” از «اف گفتن» است و مترجم برداشت و تفسیر خود را، این بار بیرون از پرانتز، در متن می آورد. این اشکال (آوردن تفسیر به درون ترجمه در هر شکلی به جز پانویس) ایرادی است که به سراسر ترجمه های مکارم شیرازی، الهی قمشه ای و انصاریان وارد است.

«پیر و سالخورده» و «اکرام و احترام» در ترجمه الهی قمشه ای و «محبت و لطف» در ترجمه مکارم شیرازی و «مهر و محبت» و در ترجمه انصاریان، نمونه هایی از حشو زائد (redundancy) است. به یاد داشته باشیم که «لطیف و سنجیده و بزرگوارانه» در ترجمه ی مکارم شیرازی حشو نیست، بلکه افزودن (addition) است که یکی از فنون ترجمه شمرده می شود. زیرا مترجم در اینجا، از واژگان مترادف و تکراری استفاده نمی کند، بلکه وی بر این باور است که واژه کریم در «قولا کریما» با سه واژه ی «لطیف و سنجیده و بزرگوارانه» به صورت کاملتر در فارسی بیان می شود (کاری به درستی و نادرستی نظر مترجم نداریم).

 298

4 فرجام سخن

کار هر شش استاد در ترجمه قرآن، ارزشمند و شایسته تقدیر است. در این میان، اثر محمد مهدی فولادوند، از نظر فن ترجمه، برتری چشمگیری بر دیگر آثار بررسی شده دارد. ترجمه های وی، بسیار روان و شیوا است، تقریبا عاری از حشو و زیاده گویی است و تفسیر به رای ندارد. جایگاه های دوم و سوم را می توان به ترجمه های خرمشاهی و آیتی داد.

بین ترجمه های الهی قمشه ای، مکارم و انصاریان، اثر مکارم شیرازی به دلیل روانتر بودن، بیشترین امتیاز مثبت را کسب می کند و از میان دو ترجمه ی دیگر، کار انصاریان شاید از این جهت برتر باشد که اشتباه های همنشینی کمتر و تفسیر به رای کمتری در آن دیده می شود.

امرداد 1393 – زمان رضاخانی

 

[1]Translation – Therories, Elements, Types, Principles, Definition

[2]Translation, an advanced resource book

[3]Elements of Translation

دیدگاه‎ها مسدود است