از پهلوی تا فارسی

نوشته شده توسط , 27 جولای 2009

نگاهي گذرا به اسم و دگرگوني واج ها در زبان پهلوي

زمان رضاخاني 

پهلوي، زبان مرسوم در بيشتر مناطق ايران در دوران اشكاني و ساساني بوده است. اين زبان، حاصل دگرگوني زبان هاي فارسي باستان و اوستايي، وامگيري واژگان نو و ساده تر شدن دستور زبان  ايرانيان باستان است.

الفبای پهلوی

pahlavi

در زير به چند ويژگي اسم در زبان پهلوي و نيز به تفاوت هاي واج شناسانه ي اسم در زبان هاي پهلوي و فارسي نو اشاره شده است:

         *    در زبان پهلوی، دشواريهای صرف فعل، به تدريج از ميان رفت. برای مثال در متن های کهن تر، دو حالت صريح و غير صريح برای اسم وجود داشت. حالت صريح زمانی استفاده می شد که واژه از نظر دستوری، در جايگاه نهاد بود. در ساير مواقع، از حالت غير صريح استفاده می شد. در متن های جديدتر، اين تمايز از ميان رفت.

  • علامت جمع در زبان پهلوی، «ان» بود. گاهی نيز از «ايها» برای جمع بستن اسم، استفاده می شد. علامت دوم در فارسی امروز بصورت «ها» به کار می رود.
  • بيش از نود در صد اسم های غير بيگانه ای که امروزه  در  فارسی روزانه به کار می بريم، گاه عينا و گاه با اندکی تفاوت در تلفظ، پهلوی هستند:

الف) واژگانی که بدون تغيير، وارد زبان فارسی نوين شده اند که شامل صدها واژه است.

ب) واژگانی که «گاف» آخر آنها حذف شده است : خانَگ (خانه)، آشناگ (آشنا)، داناگ (دانا)، آغشتگ (آغشته)، ماندَگ (مانده، خسته)، خواستگ (خواسته، ثروت)، پنجُگ (پنجه)، چاشتگ (چاشت، خوراک)، روزيگ (روزی، خوراک روزانه)، گونَگ (گونه)، ايروارَگ (آرواره)، لابَگ (عجز و لابه)، لشکاريگ (لشکری)،  تختَگ (تخته، لوح)، مازنيگ (مازنی، مازندرانی)، نامَگ (نامه) ، آسياگ (آسيا)، آشکاراگ (آشکارا) و دهها و دهها واژه ديگر.

پ) واژگانی که با آواهای خوشه ای آغاز می شدند (يعنی کلمه با حرف ساکن دار شروع شود؛ مانند  stop يا grand  در زبان انگليسی) و در فارسی نو، با توجه به صدای بعدی، به آن اَ ، اِ، يا اُ افزوده شده است: خروس (khroos) که تبديل شده به خُروس (khoroos) يا فراخ (frakh) که تبديل شده به فَراخ (farakh) . همچنين فرود (frood) به فُرود (forood)، فراموش (framoosh) به فَراموش (faramoosh)، فرمان (framan) به فَرمان (farman) گرفتن (greftan) به گرفتن (gereftan)، خروشيدن (khrooshidan) به خروشيدن (khorooshidan) سترگ (storg) به سترگ (setorg)، خريدن (khridan) به خريدن (kharidan)، گروه (grooh) به گروه (gorooh)، ديگ(dig) به دی (di) و دهها واژه ديگر.

نکته: در آخرين مثال، دی به معنای روز گذشته است. چنانکه ما امروزه می گوييم ديشب، يعنی شبِ روز گذشته، يا ديروز که بر عکس ديشب است. در زبان پهلوی، بجای ديشب از واژه «دوش» استفاده می شد. يک ديگ هم به معنی ظرف غذا  در زبان پهلوی وجود داشته که عينا به فارسی معاصر، منتقل شده است. 

ت) واژگانی که جای دوحرف آنها جابجا شده است. اين تغيير حروف، امروزه به منظور شوخی بکار می رود. مانند وقتی که پس از خوردن چای می گويند تخله! يا می گويند فلانی مزغ ندارد. احتمالا اين روش شوخی کردن در ميان نياکان ما نيز محبوبيت داشته است. به نمونه های زير توجه کنيد:

تخل (takhl) به تلخ (talkh)،  مزغ (mazgh) به مغز (maghz) ، هگرز (hagrez) به هرگز (hargez)…!!!

ث) حذف الف از اول واژگان. مانند: تبديل اَمرداد به «مرداد»، اَياد به «ياد»، اَيار به «يار»، اَزير به «زير»، اَما به «ما»، اَشما به «شما» و…

نکته: اين الف نبايد با الف پيشوند که در زبان پهلوی، اسم منفی (مانند اَکنارَگ يعنی بی کناره و بی حد يا اَسپاس يعنی نا سپاس) می ساخته، اشتباه شود. 

ث) حذف (/w/). آيا تا کنون از خود پرسيده ايد که چرا بايد خاهر، خاستن (طلب کردن) و خاندن را بصورت خواهر، خواستن و خواندن بنويسيد؟!! پاسخ، روشن است. در زبان پهلوی در اين واژگان، صدای /w/ وجود داشته و در فارسی امروز حذف شده است. توجه کنيد که //w مانند walk, word, well,… با //v فرق می کند. به نمونه های زير توجه کنيد:

خواهر (khwahar) به خواهر (khahar)،

خواندن (khwandan) به خواندن (khandan)،

خواستن (khwastan) به خواستن (khastan)،

خواربار (khwar-bar) به خواروبار(khar-o-bar)

خوردن (khwardan) به خوردن (khordan)

خواستگ (khwastag) به خواسته (khasteh)

خورشيد (khwarshid) به خورشيد (khorshid)

نکته: حرف اول همه واژگان پهلوی بالا، ساکن دارد.

ج) تبديل /w/ به /b/: ورگ (warg) به برگ، ونفشَگ به بنفشه، وندُگ  به بند، وانگ به بانگ، وُرُگ (warag) به بُرِه (barreh)، واران به باران، واد به باد و …

چ) تغييرکابرد  وندها. واژه «آز» را در نظر بگيريد. در فارسی امروز، با افزودن پسوندِ «مند» به آن، معنی حريص را ايجاد می کنيم: «آزمند». در فارسی پهلوی نيز پسوند «مند» و واژگانی که از آن ساخته می شده (مانند تنومند) وجود داشته اما برای کلمه «آز»، از پسوند «ور» استفاده می شده؛ چنانکه در واژه «کاروُر» استفاده می شود. بنابراين، حريص در زبان پهلوی، بصورت «آزوُر» بکار می رفته است. در عوض، «شوی» به معنای شوهر را با پسوند «مند» بکار می بردند و به زن شوهردار می گفتند: «شويمند»! در زبان پهلوی برای بيان دارندگی در واژه «هنر»، از پسوند wand استفاده می شد و فرد صاحب هنر، «هنروند» ناميده می شد. امروزه ما از پسوند «مند»، که آنهام نشانه دارندگی است،  استفاده می کنيم (هنرمند).

ح‌)  تغيير در ساختار وندها: امروزه، بسياری از پسوندهای زبان فارسی بدون استفاده باقی مانده است و بکار نمی رود. دست کم 31 پسوند و چندين پيشوند در زبان پهلوی موجود است که در فارسی نو ديگر از آنها استفاده نمی شود(شايد بيشتر از 31 مورد هم باشد که من نديده ام). بعضی از پيشوندها و پسوندها را هم با اندکی تفاوت بکار می بريم. برای مثال پسوند «اِشن» که امروزه «اِش» خوانده می شود. به نمونه های زير توجه کنيد:

     تبديل دانشن (daneshn) به دانش، اَ بُخشايشن (abakhshayeshn) به بخشايش، آرايشن (arayeshn) به آرايش و…

خ) برخی واژگان هم هنگام تغيير از قاعده خاصی پيروی نکرده اند. مانند تبديل /م/ و /ن/ در واژه خوامن  به /ب/ در خواب. يا تبديل حرف اضافه پُد به «به». نيز، تبديل ضميرسوم شخص «اوي» به «او». حذف /ب/ در هنگام تبديل «خُمب» به «خُم» و…

د) از ديدگاه آواشناسي، آواهاي “Lower High” و نيز آواي “lax low back” در زبان فارسي امروزي حذف شده است. آواهاي Lower-mid نه در زبان پهلوي و نه در فارسي امروزي وجود نداشته و در ضمن همه آواهاي تنيده (Tense) همچنان در زبان فارسي امروزي باقي مانده است.

پژوهش پيرامون دگرگوني هاي يك زبان، دريايي گسترده است كه در اين مقاله تنها نسيمي مرطوب از آن در معرض ديد خوانندگان گرامي گذاشته شده است. به اميد روزي كه زبان فارسي را فارق از هرگونه دسته بندي و تعلق خاطري، بعنوان يكي از مظاهر فرهنگ ايراني، ”به حقيقت“ پاس داريم.

 برگی از کتاب «دینکرد» به زبان و خط پهلوی؛ از وبگاه www.avesta.org

dk9

دیدگاه‎ها مسدود است