ساخت شناسی واژگانی

نوشته شده توسط , 3 سپتامبر 2009

I – ساخت شناسی واژگانی (morphology)

ساخت شناسی واژگانی، دانشی است که تکواژهای یک زبان را مورد بررسی قرار می دهد. تکواژها اجزای واژه ها هستند و گاه خود، یک واژه کامل را تشکیل می دهند؛ بنابراین، ساخت شناسی واژگانی با موضوع واژه شناسی در زبان، ارتباطی تنگاتنگ دارد.

II – تکواژ (morpheme)

کوچکترین واحد معنی دار یا کوچکترین واحد نقش آفرین  در هر زبان را تکواژ می نامیم. بدین ترتیب باید میان «واژه» و «تکواژ» تفاوت قایل شد. برای درک بهتر امر، به مثال های زیر توجه کنید:

«آموزگاران» یک واژه و سه تکواژ است: “آموز” (بن مصدر آموزش) + پسوند “گار” + نشانه جمع “ان”

واژه “tourists” هم از سه تکواژ تشکیل شده است:   tour + ist + s

اگر یک تکواژ در شرایط گوناگون، شکل های مختلفی به خود بگیرد، آنها را تکواژگونه های (allomorph) نمونه اصلی می نامیم. مثال ها:

-  حرف تعریف در the apple که بصورت /thi/خوانده می شود، تکواژگونه ی the است.

-  می دانیم که پیشوند منفی ساز “in” در زبان انگلیسی بسته به حرف بعد از خود در ریشه واژه، ممکن است به ir یا im تبدیل شود. بدین ترتیب، پیشوندهای “im” در impossible و “ir” در irregular، و “in” در incorrect، همگی تکواژگونه های پیشوند منفی ساز در انگلیسی اند.

-  پسوندهای جمع s در books و z در birds و Iz درbenches همگی تکواژگونه های جمع در زبان انگلیسی اند.

انواع تکواژها:

برخی تکواژها را می توان به عنوان واژه، به تنهایی بکار برد. این دسته از تکواژها را تکواژهای مستقل (free morphemes) می نامند. در واژه توریست،”tour” تکواژ مستقل است.

برخی تکواژها را نمی توان بطور مستقل بکار برد. این تکواژها را تکواژهای وابسته (bound morpheme) می نامند. در واژه ی Tourists، تکواژهای ist- و s جمع، وابسته اند.

در واژه ای که چند تکواژ وجود دارد، تکواژمستقل را بن (base, rout) می نامیم.

بعضی از وندها (affixها)، نوع بن یا معنی واژه را تغییر نمی دهند. برای نمونه می توان به “s” جمع یا “s” مالکیت یا ed – (نشانه گذشته) یا نظیر آنها اشاره کرد. به اینگونه وندها، وندهای تصریفی (inflectional affixes) می گوییم.

بعضی از وندها، نوع بن یا معنی واژه را تغیر می دهند. مانند ly, -ment, -al,- ize – و نظیر آنها. به اینگونه وندها، وندهای اشتقاقی (derivationa affixes) می گوییم.

چند نمونه از «وند»های تصریفی و اشتقاقی در زبان انگلیسی:

نوع: اسم، اسم                   تصریفی                        girl, girls / tree, trees / Dave, Dave’s

معنی: داوری، پیشداوری       اشتقاقی                       Judgment, prejudgment

معنی: موافقت، عدم موافقت  اشتقاقی                       Agreement, disagreement

نوع: فعل، فعل                     تصریفی                        They work hard , He works hard

نوع: صفت، قید                    اشتقاقی                       slow, slowly

نوع: فعل، اسم                    اشتقاقی                       govern, government

نوع: اسم، صفت                  اشتقاقی                       emotion, emotional , virus antivirus

نوع: صفت، فعل                   اشتقاقی                       personal, personalize

نوع: صفت، صفت، صفت        تصریفی                        loud, louder, loudest

نوع: فعل، صفت                  اشتقاقی                       care, careful, careless

معنی: کنش، واکنش           اشتقاقی                        act, react

برای دیدن پرکاربردترین پسوندها (suffixes) و پیشوندها (prefexes) در زبان انگلیسی، پیوند زیر را انتخاب کنید:

پیوند به بیرون؛ پیشوندها و پسوندها در زبان انگلیسی

III – فرایندهای واژشناختی غیرزنجیره ای (بدون افزودن -وند)
دگرگونی واکه ای (Ablaut) و پُرکُنش یا ارتباط تکمیلی(Suppletion)
دگرگونی واکه ای، نوع دیگری از فرایند واژساختی است که طی آن با جایگزینی یک واکه (حرف صدادار) با واکه ای دیگر، تغییر دستوری ایجاد می شود. بطور مثال در فعل های با قاعده می توان با افزودن یا زنجیر کردن پسوند “ed” به بن واژه، صیغه گذشته ساخت؛ مانند تبدیل call به called یا تبدیل live با lived. در برخی از فعل های بی قاعده نیز، تنها با تغییر واکه ها، صیغه گذشته ساخته می شود. مثال:
fall                   fell
take                 took
swear              swore
در همه مثال های بالا، ما با فرایند دگرگونی واکه ای روبرو هستیم.
اما در نوعی دیگر از  دگرگونی، همه ی حروف بعد از اولین حرف بی واکه (بی صدا)، بطور کامل تغییر می یابند. در فعل های زیر با وجود تغییر در بُنِ واژه، وزن ” /-ᴐt/” در انتهای همه واژه ها دیده می شود. این فرایند را پُرکنش نسبی می نامیم.
buy            bought
catch         caught
think          thought
در فرایندهایی که در آنها، فعل هایی مانند go به went و be به was تبدیل می شوند، ما با دگرگونی کامل سر و کار داریم. این پدیده با نام پُرکنش کامل شناخته می شود.
دوگانسازی یا تکرار هجا (Reduplication)
طی فرایند واژساختی دیگری به نام دوگانسازی، برخی از هجا ها با تکرار و افزوده شدن به بن فعل، شکل دستوری جدید از واژه را می ساند. بطور مثال در زبان تاگالوگ (Tagalog) برای ساخت صیغه آینده فعل، هجای اول بن فعل تکرار می شود:

bili (خریدن) — bibili (خواهد خرید / خواهم خرید / …)

Pasok (وارد شدن)— papasok (وارد خواهد شد / وارد خواهم شد / …)

 در این فرایند واژساختی، امکان تعیین وند های سازنده زمان آینده وجود ندارد و هر فعلی با وند های هجای اول خود به زمان آینده تبدیل می شود. در برخی موارد حتی کل واژه نیز تکرار می شود.
آهنگ و فشار (Tone and Stress)

نوع دیگری از فرایند واژساختی غیر زنجیره ای (بدون افزودن وند به بن واژه) که منجر به تغییر در مفهوم دستوری واژه می شود، استفاده از آهنگ می باشد. نمونه های تاثیر آهنگ و فشار را در نقش دستوری واژه ها می توان در زبان های مختلف دید.

بطور مثال در زبان سومالیایی با قرار دادن آهنگ خیزان در هجای ماقبل آخر، کلمه به جمع تبدیل می شود. در زبان انگلیسی نیز نمونه هایی از تغییر دستوری واژه ناشی از تغییر محل فشار وجود دارد. بطور مثال اگر استرس در فعل های “convict” و “permit” روی بخش(هجای) آخر باشد، این دو واژه فعل هستند و اگر روی بخش اول باشد، اسم اند.

IV – مشکلات موجود در بررسی ساخت شناسی واژگانی

با وجود شناسایی وندهای خاص در هر زبان، مشکلاتی در بررسی ساختار واژه ها به وجود می آید. برای مثال با وجود اینکه با افزودن ”s” به “cat” این کلمه جمع می شود، اما “s” نمی تواند کلمه “man” را نیز جمع کند.

وارد شدن واژگان از زبان های گوناگون، نکته حساس دیگری است که در بررسی ساخت شناسی واژگانی باید مورد توجه باشد. از اینرو است که باید برای توصیف ساخت شناسی واژگانی زبان انگلیسی که دارای حجم وسیعی از لغات لاتین و یونانی می باشد، تاثیرات تاریخی این زبان ها بر زبان انگلیسی را مد نظر قرار داد.

V – روش های واژه سازی

1- compounding: روش ترکیبی؛ که در آن با ترکیب دو واژه، واژه ای نو ساخته می شود. مانند:  Blackbird, textbook, waterbed

 نمونه های فارسی : تماشاخانه، سنگفرش، آب انبار

2- blending: آمیزش. روشی که در آن، برای بیان یک چیز، از ترکیب ویژگیهای آن چیز، واژه ای نو می سازند. تفاوت این شیوه با  روش قبلی در این است که در روش دوم، واژگان اصلی شکسته  شده و سپس از ترکیب آنها واژه ای نو پدید می آید. این کار هم  برای کوتاهی و هم برای زیبایی واژه جدید صورت می گیرد. مانند:

Telecast = television + broadcast

Smog = smoke + fog

Bit = binary + digit

Motel = motor + hotel

در زبان فارسی، بتازگی استفاده از این روش، معمول شده است. یکی از زیباترین واژه های نو ساز، کلمه “فینگیلیش” است که به جای “زبان فارسی با خط انگلیسی” استفاده می شود. این واژه ترکیبی، کاملا درست است و ما نمونه های مشابه آنرا در زبانهای دیگر نیز سراغ داریم:

Franglais = French + English

Spanglish = Spanish + English

3- derivation: وندافزایی. روشی که در آن با استفاده از پیشوندها، پسوندها و ریشه های (بن های) یک زبان، واژه نو ساخته می شود. پتانسیلِ زبان های فارسی و انگلیسی در واژه سازی به روش derivation، بسیار بالا است. نمونه فارسی : دانشگاه (بن دانش + پسوند گاه)

4- clipping: چینش. روشی که در آن، بخش نخست از واژه ای چند هجایی جدا می شود (چیده می شود) و بجای آن واژه بکار می رود.

ad (advertisement), fan (fanatic), math (mathematics)    o

نمونه فارسی : آک (آکبند)، آزِ (۱) (آزمایشگاه فیزیک (۱))

5- acronym: واژه ای است که از حروف نخست چند واژه گرفته شده باشد. تفاوت acronym با abbreviation آن است که اولی را می توان همانند یک واژه خواند، اما دومی را باید ”حرف، حرف“ یا ”جدا جدا“ به زبان آورد. مثال: رادار (Radio Detecting And Ranging)، ناسا (National Aetonautics and Space Administration)، ناتو (North Atlantic Treaty Organization)

نکته: سازمان ”سیا“ در فارسی، acronym است، اما در انگلیسی کوته نوشت یا abbreviation به شمار می رود؛ چون در انگلیسی بصورت جدا جدا (C.I.A ، سی آی اِی) تلفظ می شود.

6- back formation: روشی که در آن با حذفِ پسوند یک واژه، واژه ای نو ساخته می شود. نمونه:

                                Formation       Back Original Words

     televize                     television

     edit                           editor

     resurrect              resurrection

7- conversion: تغییر نوع دستوری واژه و ایجاد معنایی جدید، با حفظ معنای قدیمیِ آن. نمونه:

الف) واژه butter به معنای کره، امروزه بصورت فعل (کره مالیدن) نیز بکار می رود. همچنین واژه paper به معنای کاغذ، امروزه معنای ”با کاغذ پوشاندن“ نیز می دهد.

ب) واژه must که پیشتر فعل بوده، امروزه بصورت اسم نیز بکار می رود. در فارسی نیز ما گاهی باید را بصورت اسمی بکار می بریم : ”هیچ بایدی در کار نیست.“

8- borrowing: وام گرفتن یک واژه از زبانی دیگر. در انگلیسی واژگان بسیاری از زبان فرانسوی وام گرفته شده و حتی دهها واژه فارسی، وارد زبان انگلیسی شده است؛ واژگانی چون shah (شاه)، paradise (پردیس)، caravan (کاروان)، lilac (نیلک، گل یاس)، khaki (رنگ خاکی)، chador (چادر)، و… از آن گروهند.

در ایران متاسفانه در وامگیری از زبان های عربی و انگلیسی زیاده روی شده که نتیجه ی آن، چیزی جز بی توجهی نسبت به اصالت و هویت زبان رسمی ایران نبوده است.

9- onomatopoeia: نام­آوا. واژه ای که از روی آوای یک چیز ساخته شده باشد. نمونه ی انگلیسی : baa, buzz, mew, moo, …

معادل های فارسی : وِز وِز کردن (زنبور)، شارش یا شریدن، ماما کردن (گاو)،…

10- تغییر معنا: بسیاری از واژگان در طول زمان، معنای خود را از دست می دهند و یا با حفظ معنی، معنای تازه ای می یابند. توجه داشته باشید که بر عکس conversion، در اینجا نوع دستوری واژه تغییری نمی کند. برای نمونه در فارسیِ چند قرن پیش، ”مزخرف“ معنای آراسته می داده و مثلا اگر به کسی می
گفتند ”عجب خانه ی مزخرفی! این سلیقه از کیست؟“، صاحب خانه بسیار سرخوش و مسرور می شده است. امروزه، مزخرف در فارسی یعنی‌ ”چِرت“ و ”بی ارزش“.

برخی زبانشناسان، تغییر معناها را در غالب extension، narrowing، specialization، generalization، amelioration، و pejoration دسته بندی کرده اند که چون در نهایت، همه آنها تغییر معنا هستند، از توضیح شان خودداری می کنم.

11-  metaphor : متافور یعنی استعاره. تنها تعداد اندکی از استعاره ها بصورت واژه جدید وارد زبان می شوند. نمونه : Understand = under + stand، در
گذشته ی دور، استعاره از نزدیک شدن به چیزی بوده است.

Holyday = holy+ day یا “روز مقدس”، در گذشته ی دور، چون روزهای تعطیل، مناسبت مذهبی داشته اند، این واژه ابتدا بصورت استعاره استفاده می شده و امروزه با معنایی کامل بکار می رود.

Grover Hudson، استاد دانشگاه میشیگان، واژه سازی از طریق جا افتادن استعاره را زیرمجموعه ی Extension می داند.

12- coinage : نوآورد. ساختن واژه ای کاملا تازه که ریشه در هیچ زبانی نداشته باشد. برای نمونه kleenex، nylon، googol (یک و صد صفر جلوی آن) و… واژگانی هستند که بصورت قراردادی و بدون استفاده از هیچیک از قوانین واژه سازی ساخته شده اند.

13- calque یا loan translation: واژه برساخت؛ حاصل ترجمه لفظی واژه ای است که پیشتر در زبان مقصد وجود نداشته است. برای مثل gratte-ciel از
فرانسوی به صورت skyscraper وارد انگلیسی و از آنجا بصورت «آسمانخراش» وارد فارسی شده است. واژگان انگلیسی و فارسی، ترجمه لفظ به لفظ معادل فرانسوی شان هستند که ساختمان بلند را به خراشیدن آسمان تشبیه کرده است.

دانشنامه دنبلید (ویراسته 2011)

دیدگاه‎ها مسدود است