دسته:انگلیسی میانه: 1485-1066 میلادی

ادبیات انگلیسی میانه

نوشته شده توسط , 4 آوریل 2009

انگلیسی میانه (1485 – 1066)

نفوذ گسترده ی زبان و ادبیات فرانسوی، مهمترین ویژگی این دوره است. از زمان حمله ی نورمان ها در سال 1066 تا قرن چهاردهم، «فرانسه» زبان شعر و ادبیات در کشور انگلستان بود و «لاتین» هم جایگاه خود بعنوان زبان علمی و دانشگاهی را حفظ نمود. زمانی که حاکمان بریتانیا در قرن چهاردهم دوباره به زبان انگلیسی بها دادند، این زبان، بسیاری از ویژگی های صرفی زبان انگلیسی باستان را از دست داده بود، دست خوش تغییرهای آوایی شده بود، و واژگان بسیاری را از زبان های فرانسوی و لاتینی وام گرفته بود.  

 

شعر در شمال و غرب، نزدیک به همان ویژگی های انگلیسی باستان دنبال می شد: تجانس آوایی، مصراع های چهار فشاری (دارای چهار سیلاب استرس دار). «رویای ویلیام درباره ی پیرس شخم زن» که بیشتر با نام کوتاه Piers Plowman شناخته می شود یکی از نمونه های برجسته ی این رده است. اثر یادشده منسوب به ویلیام لانگلند است (به احتمال) و مجموعه ای اعتراضی، بلند، و پرشور است که به گرفتاری و بدبختی فقریان، آزمندی ثروتمندان، و گناهکاری همه ی مردم می پردازد. با این وجود، باورهای مسیحیان مبنی بر «زندگی دنیوی»، «زندگی اخروی و یکی شدن با خدا»، و «آمیزش این دو (دنیا و آخرت) زیر نظر کیسای مقدس» در کانون تاکید این اثر ادبی است. این شعر بلند، با وجود کاستی هایش، با دیگر اثر تخیلی- مسیحی بنام «کمدی الهی»، اثر دانته قابل مقایسه است. وجه شباهت این دو نیز، تاکید آنها بر «محبت الهی» و «عامل محبت روی زمین» است.

 

«مروارید» (The Pearl)، دیگر شعر برجسته و دارای تجانس آوایی در این دوره است که البته کوتاه تر از اثر پیشین است. این شعر را می توان ادبی تر و هنری تر از «پیرس شخم زن» دانست. مروارید گویا مرثیه ای است برای مرگ یک دختر خردسال و در هر حال مقام والا و ستوده ی معصومیت کودکانه را در عرش الهی به تصویر می کشد و نیاز روح انسان به کودک شدن برای ورود از دروازه های مرواریدی «اورشلیم نو» را نمایش می دهد. اثر، با نمایش تصویری رویایی و تاثیرگذار از بهشت و بیدار شدن بیننده ی رویا از خواب به پایان می رسد.

در یک کلام، نیاز به یکی شدن با خداوند ویژگی بارز شعر و نثر اواخر قرون وسطی، بویژه در شمال انگلستان است.

The Pearl

آرایه ی ادبی غالب در این شعر «تمثیل» و گونه ی ادبی آن «رویا» (Dream Vision) است. مروارید 101 بند و هر بند آن 12 مصراع دارد. آرایش قافیه در این شعر بصورت a b a b a b a b b c b c است. تجانس آوایی در شعر چشمگیر است، اما در همه ی شعر و بطور یکنواخت بکار نرفته است.

 

معرفی (بندهای 1 تا 20):

راوی داستان، در حالیکه بخاطر گم کردن مروارید خود پریشان و آشفته است، به خواب می رود. در خواب، او به کشوری زیبا برده می شود. در حالیکه در کرانه ی جویباری زیبا پرسه می زند، گمان می کند که بهشت، باید آنسوی جویبار باشد. در هنگام جستجوی راهی برای عبور از جویبار، او دوشیزه ای را می بیند و می انگارد که این دوشیزه، حتما مروارید گم شده ی اوست. دخترک با او گرم می گیرد.

 

گفتگو (بندهای 21 تا 35):

مرد از دخترک می پرسد که آیا او مروارید گم شده ی وی است؟ دخترک می گوید شما چیزی را گم نکرده اید، بلکه مروارید شما گلی بود که بطور طبیعی پژمرد. مرد می خواهد به دخترک نزدیک شود، اما دختر به او می گوید که این کار ساده ای نیست و مرد باید خود را تسلیم اراده و محبت خداوند کند. مرد درباره ی مقام دخترک می پرسد و دخترک می گوید که «بره» (بچه گوسپند) او را ملکه ی خویش می داند.

 

گفتگو (بندهای 36 تا 60):

مرد می پرسد که آیا دخترک جایگزین مریم مقدس و ملکه ی آسمان شده است؟ دختر می گوید: همه ما اعضای بدن مسیح هستیم و داستان تاکستان را بازگو می کند. مرد به اینکه خدا به هر کس به واسطه ی کارش پاداش می دهد اعتراض می کند و دختر می گوید: خداوند هدیه ی رستگاری مسیح را به همگان بطور یکسان می بخشد.

 

گفتگو (بندهای 61 تا 81):

دوشیزه جنبه های گوناگونی از گناه، پشیمانی (توبه)، متانت، و رستگاری را به مرد می آموزد و سپس «مروارید اعلی» را به گردن می آویزد. دختر به مرد توصیه می کند که به بهای عفو و بخشش، این مروارید را بخرد. {توضیح: اشاره و کنایه: “مروارید اعلی”، توصیف موسی (ع) از ارزش پادشاهی آسمانی است)

 

توصیف آسمان و بیداری (بندهای 82 تا 101):

مرد می پرسد اورشلیم الهی کجاست؟ دختر می گوید: در شهر خدا. مرد می خواهد به آنجا برود، اما دختر می گوید: خداوند منع کرده است، اما می توانی آنجا را ببینی. آن دو به بالای جویبار می روند و مرد دیار مورد نظر خود را در آنسوی رود می بیند…همه ی شکوه و دیدنی های آن…و مرد تصمیم می گیرد به آنجا برود، اما زمانیکه پا را در آب فرو می برد تا از جویبار عبور کند، از خواب می پرد!

 

در دوران مورد نظر ما البته شعرهایی با ویژگی متفاوت نیز وجود دارد که از آن جمله می توان به «سر گواین و شوالیه ی سبز» (Sir Gawain and the Green Knight) اشاره کرد. گواین و شوالیه ی سبز را نیز به همان شاعر گمنامی نسبت می دهند که شعر مروارید را سروده است. این اثر متفاوت، داستانی «حادثه ای – عشقی» است که از ادبیات فرانسه وارد زبان انگلیسی شده است.

 

Sir Gawain and the Green Knight

1. هماوردخواهیsir gawain and the green knight 

داستان در شهر کاملات (Camelot)، روز سال نو، و درون دربار شاه آرتور آغاز می شود. در میان جشن سال نو که در دربار برگزار می شد، ناگاه غریبه ای سوار بر اسب و مسلح به یک تبر (شوالیه ی سبز) وارد می شود و هماورد می طلبد. هماورد شوالیه ی سبز می توانست با تبر تنها یک ضربه به او وارد کند. با این شرط که اگر شوالیه ی سبز در این مبارزه زنده ماند، یک سال و یک روز بعد این ضربه را به همان نحو پاسخ دهد. «سر گواین»، جوانترین شوالیه ی شاه آرتور، با بی میلی این مبارزه را می پذیرد. گواین با یک ضربه ی تبر، سر شوالیه ی سبز را از تن او جدا می کند. اما شوالیه ی سبز که زنده مانده بود، سر خود را بر می دارد و به او یادآوری می کند که باید یکسال و یک روز دیگر در کلیسای سبز با او ملاقات کند؛ و سپس سوار بر اسب خود از ان میهمانی دور می شود.

 

 

نقاشی قرون وسطی از این داستان ===>

 

 

 

2. سفر سر گواین

نزدیک به یکسال پس از این واقعه، در روز اشوان (روز بزرگداشت مقدسان، یکم نوامبر)، با بهترین تجهیزات رزمی خود و سوار بر اسب خویش (گرینگولِت، Gringolet) به جستجوی کلیسای سبز می رود تا ماموریت خود را تمام کند. روی سپر گواین علامت ستاره ای پنج بر نقش بسته که شعر (در بندهای 27 و 28) آنرا متعلق به حضرت سلیمان (Solomon) و عامل یادآوری مسوولیت او در نقش شوالیه ای متعهد می داند. در این سفر، او از جزیره ی انگلسی (the Isle of Anglesey) تا سرزمین میدلند غربی را می پیماید. او در هنگام کریسمس به میدلند غربی می رسد. او با لرد و همسر زیبایش ملاقات می کنند. لرد و همسرش از میزبانی چنین پهلوان نامداری خرسند هستند. پس از میهمانی روز کریسمس، لرد از گواین علت این سفر را جویا می شود و گواین می گوید که برای یافتن کلیسای سبز و قرار ملاقات خود در روز سال نو به اینجا آمده است. لرد لبخندی می زند و می گوید: پس مدتی پیش ما بمان. چون کلیسای سبز بیش از 2 مایل از اینجا فاصله ندارد.

 

3. معامله با لرد

لرد اعلام می کند که سرگواین میهمان اوست و می تواند فردا که او به شکار می رود، در دژ بماند و خدمتکاران هرآنچه خواست، به او بدهند. سپس برای خوش و بش به گواین می گوید: در پایان روز من هر چه گرفتم (شکار کردم) به تو می دهم، به شرط آنکه تو هم هر چه اینجا گرفتی به من بدهی! سر گواین می پذیرد.

فردای آنروز لرد به شکار می رود و همسر او و لرد در دژ می مانند. همسر لرد برای فریفتن گواین به اتاق او می رود و تلاش می کند او را تحریک کند. گواین می گوید تا زمان پایان ماموریتش هیچ رابطه عاشقانه ای را نمی پذیرد؛ او تنها به یک بوسه ی ساده بسنده می کند.

لرد در بازگشت از شکار، آهویی را که گرفته بود طبق قرار قبلی به گواین می دهد و سر گواین هم در عوض، لرد را می بوسد؛ بی آنکه بگوید این بوسه از کجا آمده است. روز بعد، دوباره آن زن سراغ سر گواین می رود و گواین باز هم مودبانه درخواست او را رد می کند. عصر همان روز، لرد یک گراز شکار شده به او می دهد و گواین هم دو بوسه به لرد تقدیم می کند. روز سوم، همسر لرد نزد گواین می رود و شال کمری ابریشمی و سبز رنگ خود را به او می دهد تا او را در مبارزه با هماورد خویش محافظت کند. او از «سر گواین» می خواهد که در این باره چیزی به لرد نگوید. عصر آن روز لرد روباهی را که شکار کرده بود به میهمان خود می دهد و گواین هم سه بار لرد را می بوسد، اما شال سبز را نزد خود نگاه می دارد.

 

4. مبارزه با شوالیه ی سبز

 روز بعد، سر گواین همراه با یک راهنما از جانب لرد به سمت کلیسای سبز می رود. در نزدیکی محل قرار، راهنما که بسیار ترسیده بود از همراهی گواین خودداری می کند و او به تنهایی به آنجا می رود. مکانی ساکت و مرموز. گواین شوالیه ی سبز را می بیند که در گوشه ای نشسته و تبر خود را تیز می کند…Morgan-le-fay1

شوالیه ی سبز، طبق قرار بسوی گواین حمله ور می شود تا او را بکشد، اما پس از سه بار که ضربه ی تبر او به گواین برخورد می کند، تنها ضربه ی سوم، گردن او را می خراشد. شوالیه ی سبز از مبارزه بازمی ایستد و اینبار خود را بشکل «لرد»  در می آورد و می گوید: «سه ضربه را برای آن سه بار ملاقات با همسر لرد زدم و ضربه ی سوم برای ملاقات سوم بود.»

 

5. پایان داستان

شوالیه ی سبز به سرگواین می گوید که آزمایش او توسط مورگان لوفی (Morgan Le Fay، جادوگر قدرتمند در داستان های شاه آرتور، دشمن پادشاه و همسرش) برنامه ریزی شده بود. آن دو در فضایی دوستانه از یکدیگر جدا می شوند و گواین به کاملات باز می گردد. او داستان خود را برای شاه آرتور تعریف می کند و از اینکه توسط همسر لرد وسوسه شده بود ابراز شرمندگی می کند. شاه آرتور نه تنها او را نکوهش نمی کند، بلکه دستور می دهد از آن پس همه ی شوالیه هایش به افتخار شجاعت و شرف سرگواین، شال کمری سبز بر تن کنند.

  «مورگان لو فی»، در حال وردخوانی، اثری از «فردریک سندیس» قرن 19 ===>

  

 

 

 

جفری چاسر (Geoffrey Chaucer)

چاسر یا با لحجه ی بریتیش «چوسر»، متولد 1343 میلادی، بی تردید بزرگترین شاعر و ادیب قرون وسطی و انگلیسی میانه است. خودش فلسفه دان، نویسنده، سیاستمدار، و شاعر بود و تا مقام نمایندگی پادشاه در امور عمرانی پیش رفت، اما پدر و پدربزرگش هر دو تاجر شراب بودند. نیاکان وی نیز تا چند نسل پیش از او، از بازرگانان بنام در ایپسویچ بشمار می رفتند. چاسر را بسیاری «پدر ادبیات انگلیسی» می خوانند. بسیاری از کارهای چاسر، از جمله چهار اثری که در ادامه معرفی خواهیم کرد، زیر تاثیر ادبیات ایتالیایی و فرانسوی بوده و برخی دیگر از کارهای وی ترجمه ی مستقیم از زبان های فرانسوی و لاتین است. او بواسطه ی شغل دولتی که داشت به ایتالیا سفر کرد و در آنجا با ادبیات ملل دیگر آشنا شد.

 

«تروی لوس و کرسیدا» (Troilus and Criseyde) یکی از بزرگترین آثار ادبی چاسر است. گرچه «حکایت های کانتربری» معروفترین اثر اوست، ولی بسیاری از استادان ادبیات، ترویلوس و کرسیدا را بهترین کار ادبی او می دانند. از نظر فنی، شعر در قالب شعر شاهانه یا Rhyme Royal (بر وزن Iambic Pentameter و آرایش قافیه ای a b a b b c c) سروده شده است. موضوع داستان نیز عشق کریسیدا، زن در بند یونانی و تروی لس، شاهزاده ی تروجان است. همین شعر بعدها منبع شعر «Troilus and Cressida»، اثر شکسپیر شد. خود چاسر، شعر را از داستان Il Filostrato، اثر جیووانی بوکاچیو، نویسنده ی قرن 14 ایتالیا برداشت کرده است. بوکاچیو هم در نوشتن این داستان از داستان Le Roman de Troie اثر Benoît de Sainte-Maure، شاعر قرن 12 فرانسه الهام گرفته است.

 

در بسیاری از دیگر شعرهای چاسر نیز رد پای اسطوره های یونان پیداست. همچنین گونه ی هنری زمان او (رویا) نیز در شعرهایش به چشم می خورد. چنانکه در The Book of the Duchess، گوینده ی داستان، پس از تعریف داستانی از غرق شدن Ceyx (اسطوره ی یونانی) در دریا و درخواست همسرش Alcyone از Juno (الهه) برای یافتن ردی از «سی اکس»، می گوید که ای کاش من هم الهه ای همچون ژونو داشتم تا رویایی از واقعیت را بر من آشکار می کرد. سپس خود به رویایی دست می یابد که داستان اصلی شعر اوست و آنهم سراسر در تعامل با باورهای یونانی و رومی است. البته داستانی که چاسر از سی اکس و همسرش تعریف می کند با داستان اصلی یونانی فرق دارد. چراکه در اسطوره ی یونان، آلکیونه پس از غرق شدن همسرش خود را به دریا می اندازد و خدایان یونانی آن دو را به مرغ های هَلسیون (چیزی شبیه سیمرغ در ادبیات داستانی ایران) تبدیل می کنند. بعلاوه، ژونو، الهه ی رومی است و چاسر آنرا وارد داستان یونانی خود کرده است! به هر روی منظورم این است که شما هنوز رد پای ادبیات یونانی را در شعر انگلیسی می دیدید و رویا (Vision) همچنان یکی از پایه های شعر انگلیسی بشمار می رفت.

 

خانه ی شهرت (The House of Fame) کتابی سه جلدی است و 3500 مصراع در قالب دوبیتی های هشت هجایی را دربر می گیرد. در این کتاب نیز چاسر به خواب می رود و در رویای خود وارد پرستشگاهی شیشه ای می شود و می تواند تصویر انسان های معروف و کردارشان را مشاهده کند. یک عقاب در این مسیر بعنوان راهنمای چاسر او را همراهی می کند. شاعر در راه خود به نهاد و ذات نیکنامی می اندیشد و زندگی انسان های نیکنام را بررسی می کند.