دسته:تاریخ زبانشناسی

تاریخ زبانشناسی – دوره باستان

نوشته شده توسط , 25 آوریل 2014

تاریخ زبانشناسی

دوران باستان

زبانشناسی چیست؟

مطالعه علمی زبان را دانش زبانشناسی می گویند. این شاخه از دانش، شامل توصیف زبان ها، یافتن ریشه های زبان و بررسی فراگیری زبان است. افزون بر این، زبانشناسی به ارتباط میان گویش ها و چگونگی تغییر در گذر زمان می پردازد. شاخه ای از زبانشناسی نیز بررسی مقوله زبان در بافت فرهنگی را مورد توجه قرار می دهد. با نگاهی به فهرست این تارنما (در زیرمجموعه ی زبانشناسی)، می توانید با شاخه هایی از این علم آشنا شوید.

اما بشر از چه زمان به فکر مطالعه و بررسی زبان افتاد؟ کهن ترین سندهای موجود درباره بررسی زبان به هزاران سال پیش باز می گردد. زبانشناسی در دوران باستان، معمولا واکنشی به هراس از تغییر زبان بود و چنانکه خواهیم دید، ارتباطی تنگاتنگ با مذهب و دولت داشت.

الف سنت بابل

Babylonian

خط میخی بابلی

قدمت کهنه ترین مدارک موجود درباره زبانشناسی که به خط میخی روی لوحه های گلی نوشته شده است، به چهار هزار سال پیش می رسد. در نخستین قرن های هزاره­ی دوم پیش از میلاد، روش های دستوری در زبان بابلی پی ریزی شد که تا 2500 سال دوام آورد. متن های به جا مانده از اوایل این دوران، شامل فهرستی از واژگان زبان سومری و متن های مذهبی و حکومتی است.

«سومری» زبانی مستقل[1] (بی هم خانواده) بود که کم کم داشت جای را خود به عنوان گویش غالب به زبان آکدی[2] می داد. با این حال، زبان سومری، همچنان یک زبان فاخر به شمار می رفت و در امور مذهبی و حکومتی به کار گرفته می شد. بنابراین، سومری باید به عنوان یک زبان خارجی آموزش داده می شد و برای این کار، زبان دانان داده هایی از این زبان را می نوشتند.

با گذر چند قرن، این متن ها شکل کامل تری به خود گرفت و هر واژه با ترجمه­ی آکدی اش ثبت شد. بالاخره در متن های تازه تر، فهرست ها نه تنها شامل تک واژه ها، بلکه شامل شکل های گوناگون واژه ها نیز می شد. برای مثال، یک متن 227 شکل متفاوت فعل gar به معنای «گذاشتن» را ثبت کرده است.

ب سنت هندو

vedas

سرودهای ودا به زبان سانسکریت

ریشه های سنت زبانشناسی هندو به یکهزار سال پیش از میلاد باز می گردد. تغییراتی که در زبان سانسکریت در شرف رخ دادن بود، مهمترین دلیل شکل گیری این سنت به شمار می رود. در این سال ها، سانسکریت زبانی مقدس و ویژه­ی آیین های مذهبی بود و ثبت این زبان باستانی، به منظور حفظ آن و تداوم آیین های مذهبی، از جمله خواندن سرودهای «ودا» انجام می شد.

پانینی (حدود 500 پیش از میلاد) معروف ترین دستورنویس مکتب هندو بوده است. کتاب دستور وی، شامل آواشناسی و تکواژشناسی می شد. وی در آواشناسی حتی به واج شناسی نیز پرداخته و تفاوت تلفظ واژگان به صورت جداگانه و در بافت جمله را مورد بررسی قرار داده است. قوانین واژه سازی، بخش عمده ای از کتاب دستور پانینی را شامل می شود.

سنت زبانشناسی هندو، بسیار پیشرفته تر و کامل تر از شاخه های این علم در اروپای کهن بود و تا قرن ها این پیشتازی خود را حفظ کرد.

پ سنت یونانی

سنت زبانشناسی یونانی، اندکی پس از سنت هندو به وجود آمد و در اینجا نیز دگرگونی های زبان که رزمنامه های «هومر» را نیازمند توضیح و تفسیر می کرد، مهمترین عامل شکل گیری مطالعات زبانشناسی بود. یونانیان بر پایه­ی سنت قدیمی خود، زبان را از منظر فلسفه نیز بررسی کردند؛ بدین ترتیب، افزون بر اجزاء سخن، به این موضوع هم پرداختند که ریشه زبان چیست، ارتباط میان زبان و تفکر چگونه است و آیا ارتباط میان شکل (form) و معنا در زبان، امری طبیعی است و یا قراردادی.

افلاطون (347 – 427 ق.م) در کتاب «کراتیلوس[3]» از زبان سقراط شرح می دهد که واژگان زبان، در اصل، ارتباطی طبیعی با معنایشان داشتند و بعدها، قراردادها و نوآوری های بشری به آن افزوده شده است. ارسطو (322 – 384 ق.م)، برعکس افلاطون، هوادار نظریه قراردادی بودن ارتباط میان شکل و معنا است.

شرح کوتاهی که «دیونیسیوس تراکس[4]» یکصد سال پیش از میلاد بر زبان یونانی نوشته، کهن ترین دستور زبان اروپایی است که تا امروز به جا مانده است. این کتاب به آواشناسی و تکواژشناسی (شامل اجزای سخن) پرداخته و بر کار دستورنویسان پس از خود، تاثیری ژرف داشته است.

نخستین اثر مربوط به نحو در زبان یونانی، حدود دویست سال بعد، توسط آپولونیوس دیسکولوس[5] (حدود 110 – 175 میلادی) به رشته تحریر درآمد.

برای مطالعه

ارتش اسکندر مقدونی در سال 331 ق.م. ایران را اشغال کرد و دوران هلنی از 323 ق.م.(مرگ اسکندر) آغاز شد و تا 31 ق.م. ادامه یافت.

«اقلیدس» و نوشتارهای معروف وی درباره هندسه، «ارشمیدس» و فرمول محاسبه عدد پی، «اراتوستن» و تقریبا همه دانشمندان بزرگ یونانی، محصول همین دوران طلایی (دوران هلنی) هستند.

بعید نیست گذار زبانشناسی یونانی از دوران «ذهنی و فلسفه – محور» به دوران «عینی و دانش – محور»، زیر تاثیر آشنایی با دستورهای شرقی پس از حمله اسکندر مقدونی صورت گرفته باشد. چنانکه دوران طلایی علم یونان که به دوران «هلنی» شهرت دارد نیز دقیقا از زمان اشغال ایران توسط اسکندر و آشنایی یونانیان با علوم شرقی آغاز شد. مشهور است اسکندر مقدونی که در کودکی شاگرد ارسطو بود، حکیمان و دانشمندان ایرانی را جمع کرد و آنان، کتاب هایی را به زبان یونانی ترجمه کردند و به یونان فرستادند. متاسفانه بیشتر کتاب های ایرانیان در پایان سلسله ساسانی، به دستور «عمر بن خطاب» به عنوان هیزم سوزانده شد و دقیقا مشخص نیست که چه بخشی از دانش شرق از طریق ایران به یونان منتقل شده است.

ت سنت روم

رومیان راه زبانشناسان یونانی را ادامه دادند. انگیزه رومیان نیز دگرگونی هایی بود که در زبان گفتاریشان شکل می گرفت. تمرکز زبانشناسان رومی بر روی تکواژشناسی، به ویژه اجزای سخن و شکل های اسم و فعل بود؛ بدین ترتیب، بخش های عمده ای از نحو در سنت زبانشناسی رومی نادیده گرفته شده است.

«وارو[6]» (27 – 116 ق.م.) زبانشناس معروف رومی است که کتاب چندجلدی دستور زبان لاتین را نوشت. تنها حدود یک چهارم از این کتاب هنوز باقی است. بعدها، گرامر «دوناتوس» (قرن 4 میلادی) و «پریسکان» (قرن 6 میلادی) بر اروپای قرون وسطی بسیار تاثیر گذاشت.

ث سنت اسلامی

سنت زبانشناسی یونان بر زبانشناسان اسلامی تاثیر بسیاری گذاشت. «عربی» زبان دانش در قرن های نخستین اسلامی بود و زبانشناسان مسلمان، به موضوع تکواژشناسی بسیار بها می دادند. همچنین، جستارهای دقیق در آواشناسی، یکی از ویژگی های سنت اسلامی به شمار می رود.

ابوالاسود الدوالی (حدود 688 – 607 میلادی)، از یاران علی ابن ابی طالب و احتمالا نخستین زبانشناس عرب است. او همچنین نخستین کسی است که اِعراب (نشانه های زیر و زبر) را در نوشتارهای عربی به کار برد.

ابن ابی اسحاق (عبدالله ابن ابی اسحق الحضرمی، وفات: 735 میلادی)، احتمالا نخستین دستوری زبان عربی است. او دستور زبان عربی را برپایه ی کاربرد عرب های بادیه نشین، نوشت. زبان بادیه نشینان در شبه جزیره عرب، “خالص و پاک” شمرده می شد.

وی نخستین کسی است که از سامان گرایی و قرینه سازی (analogy) در زبانشناسی برای زبان عربی استفاده کرده است.

شاگردانش: هارون بن موسی (تجویزگرا، پیشگام در مکتب کوفه)، عمرو بن الاعلی (توصیف گرا، پیشگام در مکتب بصره) بودند.

سیبویه (796 – 760 میلادی) دانشمند ایرانی که در همدان زاده شد و در شیراز درگذشت، به عنوان نخستین دستورنویس و بزرگترین زبانشناس کلاسیک عرب شناخته می شود. کتاب قواعد عربی وی، به نام الکتاب، با نحو آغاز می شود و با تکواژشناسی پایان می یابد؛ یک بخش مربوط به آواشناسی نیز پیوست انتهایی کتاب است. الکتاب همچنین از این نظر شایان توجه است که هر فصل از آن، با تعریف واژه های کلیدی آغاز می شود که در همان فصل شرح داده خواهند شد. الکتاب احتمالا نخستین کتابی است که به نثر در زبان عربی منتشر شده است.

ابن سینا (1037 – 980 میلادی) که در بخارا زاده شد و در همدان درگذشت، یکی از نخستین زبانشناسان تاریخ است که کتابی مستقل درباره آواشناسی به رشته تحریر درآورد. وی با تکیه بر دانش پزشکی خود، فصلی از کتابش را به معرفی دستگاه های گفتاری (حلق، حنجره و زبان) اختصاص داده که از این نظر، کار وی به رویکرد زبانشناسان معاصر جهان شبیه است. ابن سینا در این کتاب که «مخارج الحروف» نام دارد، افزون بر آواهای زبان عربی، آواهای زبان های دیگر، مانند فارسی و غیره را نیز بررسی کرده است که این کار، الگویی برای زبانشناسی معاصر محسوب می شود.

   برای مطالعه

یحی بن خالد، وزیر دربار عباسی، در بغداد مناظره ای علمی –زبانشناسی میان سیبویه به نمایندگی از مکتب بصره و الکسائی الکوفی به نمایندگی از مکتب کوفه برگزار کرد.

یکی از پرسش های مناظره این بود که اگر بخواهیم بگوییم «من همیشه گمان می کرده ام که نیش عقرب دردناکتر از نیش زنبور است؛ و یقینا چنین است»، بخش انتهایی جمله را چگونه باید گفت؟ (توجه کنید در زبان عربی فعل استن وجود ندارد و واژه های “چنین” یا “او” باید با قید جنسیت و فاعلی و مفعولی بودن ذکر شود)

سوال اینگونه بود: «قد كنتُ أظن أنّ العقربَ أشدُّ لسعةً من الُّزنبُور؛ فإذا هو هي، أو فإذا هو إياها»

الکسائی «فاذا هو ایاها» را برگزید، اما سیبویه با استدلال زبانشناسی، اثبات کرد که در انتهای جمله، به جای «فاذا هو ایاها» (sure enough he her) باید گفت «فاذا هو هی» (sure enough he she).

در پایان جلسه، کسانی که به عنوان داور حضور داشتند گفتند که آنان به عنوان کسانی که زبان مادری شان عربی است، استدلال الکسائی را می پذیرند و او را برنده مناظره می دانند.

بعدها، همه زبانشناسان و دستورنویسان عرب، استدلال سیبویه را پذیرفتند. امروزه نیز الگوی سیبویه در این مورد پذیرفته شده است. برخی می گویند الکسائی به داوران رشوه داده بود و برخی نیز تعصب عربی را عامل هواداری داوران از الکسائی دانسته اند.

سوال یادشده در مناظره سیبویه و الکسائی به «مسئله زنبوریه» شهرت دارد.

 


[1] An isolate language

[2] Akkadian

[3] Cratylus

[4] Dionysius Thrax

[5] Apollonius Dyscolus

[6] Varro