دسته:فراگیری زبان اول

فراگیری زبان اول

نوشته شده توسط , 18 مارس 2012

“فراگیری زبان اول”، فرآیندی پیچیده است که زبانشناسان تنها توانسته اند از بخش هایی از آن آگاه شوند. کودکان خردسال، ویژگی های درونی منحصر به فردی دارند که آنان را آماده فراگیری زبان می کند. توانایی شگفت انگیز در درک اصول و قواعد زبان و آگاهی از طبیعت پایگانی (سلسله مراتبی) در نحو، مهمترین این ویژگی ها هستند.

برخلاف آنچه که ممکن است تصور شود، این پدر و مادر نیستند که به فرزند خود زبان را می آموزند؛ هرچند والدین می توانند نقشی ثمربخش در تسریع و بهبود این فرآیند داشته باشند. با این همه، کودکان خردسال، زبان پیرامون خود، یعنی هر زبانی که بیشتر بشنوند را، فارغ از اینکه زبان پدر و مادرشان چیست، یاد می گیرند.

به نظر می رسد کودکان در تولید زبان (گویش)، ابتدا به معناشناسی توجه بیشتری دارند و این توجه گام به گام، با تمرکز بر نحو و دستور زبان، تکامل می یابد.

جدول زیر، نمایی کلی از مراحل فراگیری زبان نخست توسط کودکان را ارایه می دهد:

مرحله

سن

توضیح

غان و   غون کردن

6 تا 8   ماهگی

آواسازی – تولید واژه نماها و آواهایی که   شاید در زبان مادرشان هم نباشد. مانند تولید آواک / ᶞ / یا واکه / Ӧ / توسط   کودک ایرانی.

تک واژه

9 تا   18 ماهگی

گویش   واژه های ساده یا بن واژه ها

چندواژگانی

18 تا   24 ماهگی

گویش   جمله های تلگرافی، متشکل از دو یا چند کلمه ساده

گویش   تلگرافی

24 تا   30 ماهگی

اوج گویش تلگرافی که شامل جمله سازی   معنایی است و در این جمله ها، تکواژهای دستوری حذف می شوند

مرحله   چندواژگانی پیشرفته

30   ماهگی به بالا

در این   دوره، ساختارهای دستوری و کاربردی به گویش کودک افزوده می شود

** آواسازی در سال نخست تولد

دستگاه گفتاری نوزاد انسان در هنگام تولد، به دستگاه آوایی “بزرگ میمون ها” شبیه است. به ویژه، انتهای نرمکام در نوزادان به ناحیه برچاکنای بسیار نزدیک است. با رشد نوزاد، دستگاه تولید آوای وی به انسان بالغ شبیه می شود.

 

                                                          برای بزرگ شدن تصویر، روی آن کلیک کنید

در دوماه نخست زندگی، آواهای تولید شده توسط نوزاد به بیان ناخرسندی (گریه و الم شنگه) و کنش های طبیعی مانند سرفه، مکش و آروغ محدود است. در همین دوره، کودک با پایین آوردن نرمکام و بستن یا نیمه بسته کردن دهان خود، آواهایی تولید می کند که به آواهای غنه (تودماغی) بسیار شبیه است.

از 2 تا 4 ماهگی به بعد، نوزاد در واکنش به کسی که با او ارتباط برقرار می کند یا از او مراقبت می کند، آواهای بیان خرسندی را به وجود می آورد. ممکن است این آواها در آغاز، به صدای آه کشیدن یا خرخر کردن شبیه باشد، اما به تدریج، کودک آواهای ویژه انسان ها را نیز تولید می کند.

خنده (خند با لبخند فرق دارد) از حدود 4 ماهگی آغاز می شود.

از 4 تا 7 ماهگی به بعد، نوزاد با کوتاه و بلند کردن و زیر و بم کردن صدای خود و نیز با تولید آواهای سایشی، غنه و … مهارت های زبانی را تمرین می کند که البته این تمرین، نزد او نوعی سرگرمی است.

از حدود 7 ماهگی است که کودک “غان و غون متعارف” را شروع می کند: تولید آواهای انسدادی، آواهای چرخشی (غلطان)، و بعد آواهای سایشی – انسدادی و کناری.

از همین زمان به بعد، تکرار سیلابی، مانند “بابابا”، “نانانا” و… نیز دیده می شود.

کودک در تنهایی نیز این تمرین ها را انجام می دهد، اما ارتباط با مادر، بر تعداد و مدت انجام تمرین ها به شدت می افزاید.

** مرحله تک واژه گویی

از حدود 10 ماهگی تا یک سالگی، کودک شروع به گفتن واژه هایی می کند که قابل فهم هستند. معمولا “ماما” و “بابا” نخستین واژه هایی اند که کودکان ادا می کند. الگوی فراگیری و به کارگیری آواها و واژه ها در زبان های مختلف متفاوت است و این یکی از حوزه هایی است که از سوی زبانشناسان مورد بررسی قرار می گیرد.

در زبان انگلیسی (و احتمالا در فارسی) کودکان بر تلفظ دقیق این بیواکه های لبی زودتر مسلط می شوند: پ، ب، ف، و، م.

تسلط کودکان بر آوای / ک / نیز خیلی زود رخ می دهد.

/ آ /، /ای/  و  / او / نخستین واکه هایی هستند که کودک تلفظ آنها را می آموزد.

بعضی آواها، مانند / ل /، / ر / و نیز  / ᶿ / و  / ᶞ / (در انگلیسی)، دیرتر فراگرفته می شوند.

اما یک قاعده کلی در همه زبان ها این است که کودکان در آغاز فراگیری زبان معمولا معنای یک واژه را به چیزهای مشابه “تعمیم” می دهند. مثلا کودک ممکن است به هر جانور کوچکی بگوید “جوجو” یا بدون اینکه شما به او یاد بدهید، همه خانم های نزدیک به خود، به غیر از مادر، را “خاله” خطاب کند.

در مرحله تک واژه گویی، دو الگو در یادگیری کلمه ها توسط کودک وجود دارد: واژه های اشاره ای که نام اشیا هستند (میز، جوجو) و واژه های بیانی که بیانگر خواسته ها یا ارتباط با دیگران هستند (سلام، بای بای).

** درک یا تولید

پژوهش ها نشان می دهد که بیشتر کودکان، در سن 4 تا 9 ماهگی و پیش از غان و غون کردن، می توانند بعضی واژه ها را درک کنند و این فهمیدن را مثلا با تمرکز نگاه خود روی آن چیز نشان می دهند.

درک آواهای زبان حتی از این هم زودتر رخ می دهد. از همان دو یا سه ماهگی ، کودک می تواند آواهای گفتاری را از آواهای غیرگفتاری تشخیص دهد و حتی می تواند فرق / ت / & / د / یا  / ت / & / ک / را درک کند.

بعد از چند ماه از زمان تولد، نوزاد به خوبی می تواند زبان مادری اش را از یک زبان دیگر تشخیص دهد.

امروزه ثابت شده است که ارتباط گفتاری یک سویه میان مادر و فرزند یا پدر و فرزند، حتی پیش از آنکه کودک نشانی از فراگیری زبان را از خود بروز دهد، بر روند یادگیری زبان تاثیری مثبت و چشمگیر می گذارد.

** سرعت یادگیری واژه ها

در مورد سرعت یادگیری واژه ها، پژوهش های مختلفی انجام شده که جدول زیر، میانگینی از نتایج آنها را ارایه می دهد:

18   ماهگی

100   واژه

24   ماهگی

200   واژه

30   ماهگی

400   واژه

36   ماهگی

800   واژه

48   ماهگی

1600   واژه

** نظریه های فراگیری زبان اول

در زمینه فراگیری زبان اول، نظریه های گوناگونی وجود دارد که این نظریه ها تا اندازه زیادی به مکتب های فکری و فلسفه غالب در دوره های خود وابسته بوده اند. در پی، خلاصه ای از نظریه ها درون یک جدول ارایه شده است:

نظریه

نظریه   پردازان

نمایه

رفتارگرایی

*واتسن

*پاولوف

* بی.   اف. اسکینر

*   آلبرت باندورا

*   چارلز آسگود

واتسن (1913): رفتار را می توان به عنوان   کردارهایی قابل مشاهده و در غالب “محرک و پاسخ” توجیه کرد.

فرض: زبان بر طبق قوانین کلی یادگیری، آموخته   می شود و شبیه به سایر “رفتارهای” آموزشی است.

  •   شرطی کردن کلاسیک
  •   شرطی کردن کُنِشوَر
  •   یادگیری اجتماعی (میان محرک و پاسخ،   یک میانجی وجود دارد: ذهن انسان)
  •   نظریه میانجی گری آسگود (گرچه   آسگود نظریه خود را درون الگوی رفتارگرایی مطرح می کند، اما نظریه او تا اندازه   ای به شناختگرایی و درونگرایی نیز وابسته است)

درونگرایی

*سامتیکوس

* لِنِبرگ (فرضیه دوره حیاتی)

* چامسکی

* گلدین – مِدو (رشد زبان در کودکان ناشنوا)

* بیکرتون (زبان آمیخته: پیجین و کریول)

* لایتفوت

بسیاری از جنبه های رشد زبان در انسان، از پیش   برنامه ریزی شده است و کودک برای فراگیری زبان نیازی به روش تدریس یا تجربه ندارد.

  •   زبان، مستقل است.
  •   اصولی جهانی (UP) وجود دارد که همه زبان ها از آن پیروی می کنند.
  •   ابزار فراگیری زبان (LAD)

شواهدی برای این فرضیه:

  •   مطالعه درباره ناشنوایان
  •   مطالعه درباره پیجین و کریول
  •   کاستی های درونداد (لایتفوت)
  •   گواه منفی و اصلاح

شناختگرایی

*ژان پیاژه (دهه 70)

فرضیه: زبان بخشی از رشد شناختی است.

  •   جاودانگی اشیا
  •   کودکان از چندین روش به طور همزمان، زبان را می آموزند
  •   کودکان ابتدا جهان پیرامون خود را می شناسند (زبان، درون ساختار شناختی هر فرد جای می گیرد)
  •   رشد موقت

پادگواه (گواه خلاف): کودکانی که رشد   حسی – جنبشی شان (sensory   – motor) هم دچار   کاستی است، می توانند زبان بیاموزند.

نظریه   برهمکنشگر اجتماعی

* برونر

* گلیسون

فرضیه: زبان از طریق برهم کنش (تاثیر متقابل)   اجتماعی میان کودک و محیط به وجود می آید. آموختن زبان، فرآیند اجتماعی شدن است.

  •   CDS، یادگیری نردبانی (bootstrapping)
  •   LAD وجود دارد، اما بدون   دوره حیاتی
  •   LASS (سامانه اجتماعی کننده   در فراگیری زبان)
  •   تماشای تلوزیون یا گوش دادن به رادیو
  •   کودکان دستوریان خردسال نیستند که با فعالیت LAD، قوانین نحوی زبان را   رمزگشایی کنند؛ بلکه موجوداتی اجتماعی هستند که زبان را در خدمت ارتباط با   دیگران فرا می گیرند.
  •   ارتباط LAD چامسکی با LASS برونر

مدل   پیوندی

* مک   للاند

* راملهارت

فرضیه: زبان از طریق پیوندها و نه از طریق   قوانین به وجود آمده است. (نظریه پسارفتارگرا)

  •   معنای واژه ها (بطری— شیر)
  •   PDP (پردازش توزیعی موازی)
  •   قرارگرفتن در معرض به اندازه کافی
  •   تئوری های پیوندی در سطح عصبی (فراگیری نظام صرفی)