دسته:ساخت شناسی واژگانی

فرهنگستان زبان: آری یا نه؟

نوشته شده توسط , 6 می 2014

فرهنگستان زبان؛ آری یا نه؟

پژوهش و نگارش: زمان رضاخانی

نمایه – در ایران، گروهی از دانش آموختگان زبانشناسی با کار “فرهنگستان زبان” و پیشنهاد واژگان از سوی این کانون، مخالفند؛ گروهی نیز هوادار شیوه ی فرهنگستان هستند. این مقاله می کوشد پس از معرفی ویژگی های ساختاری در زبان های انگلیسی و فارسی، به مقایسه ی زایایی واژگان در این دو زبان بپردازد و از این رهیافت، بهترین پیشنهاد را برای زایایی در زبان فارسی ارایه کند.

 Vocab

** پرسش هایی که در این نوشتار به آنها پاسخ داده می شود:

* چه ویژگی هایی سبب زایایی زبان ها می شود؟

* آیا در زبان انگلیسی هم واژه سازی وجود دارد؟ چه نهادی واژه های نوی انگلیسی را پیشنهاد می کند؟ زبانشناسان انگلیسی تا چه اندازه به ساخت واژه های نو در این زبان بها می دهند؟

* آیا زبان فارسی نیز قابلیت های زبان انگلیسی را دارد؟

* جایگاه فرهنگستان زبان و ادب فارسی اکنون چیست و در آینده چگونه باید باشد؟

1 – پیشگفتار

زبانشناسان، زبان های جهان را با دو شیوه “ˈرده ای” و “ˈنَسَبی” دسته بندی می کنند. در شیوه ی نسبی، ریشه ی تاریخی زبان ها مورد توجه قرار می گیرد، اما شیوه ی رده ای به ساخت و ویژگی های صرفی و نحوی زبان ها می پردازد.

از دیدگاه “رده ای”، برخی زبان ها پیوندی هستند؛ یعنی با افزودن (پیوستن) تکواژهای فراوان به ریشه ی واژه،  می توان نقش های دستوری برای واژه ها آفرید. ترکی، ژاپنی و فنلاندی، معروف ترین نمونه ها از زبان های پیوندی به شمار می روند. در زبان ترکی، «او» {ev} یعنی خانه؛ با افزودن تکواژ “لَر”، “او” را جمع می بندیم و می شود “اولر” (evlar = خانه ها)؛ سپس تکواژ پسوندی «دَن» را به واژه می افزاییم و عبارت “اولردن” (از خانه ها) را می سازیم.

بسیاری از زبان ها، از جمله فارسی، کمابیش سازه های پیوندی دارند، اما سه زبانی که نام برده شد، بنیانشان بر پیوندی بودن است.

برخی زبان ها تصریفی اند؛ یعنی برای تعیین زمان، شخص (اول شخص، دوم شخص،…)، شمار، جنس و وجه (اخباری، امری،…)، شکل واژه ها تغییر می کند و به اصطلاح صرف می شود. عربی و عبری، نمونه هایی آشنا از زبان های تصریفی هستند.

در زبان فارسی باستان (هخامنشی)، اسم، صفت و ضمیر در هشت حالت نحوی (فاعلی، مفعولی، متممی،…)، سه جنس (مذکر، مونث، خنثی) و سه شمار (مفرد، مثنی، جمع) صرف می شد. بیشتر این صرف ها، در فارسی نو کاربردی ندارند.

برخی دیگر از زبان ها، تحلیلی اند؛ یعنی به جای صرف فعل، از نقش نماها (واژگان دستوری و حروف اضافه) استفاده می کنند. برای نمونه، در زبان فارسی، هرگاه شما حرف اضافه ی «را» داشته باشید، ناخودآگاه می دانید که واژه یا عبارت پیش از آن، “مفعول بی واسطه” بوده است. (حسن با یک خودرو، علی را به مدرسه برد). با، از، در، به، و… نیز چنین ویژگی هایی دارند.

زبان های ویتنامی و چینی کلاسیک، نمونه هایی شناخته شده از زبان های تحلیلی هستند.

برخی زبان ها، ترکیبی از ویژگی های پیش گفته را دارند و به همین دلیل، پویایی و انعطاف پذیری بیشتر از خود نشان می دهند. انگلیسی و فارسی، از آن جمله اند. ویژگی های تحلیلی در زبان های انگلیسی و فارسی به شکوه و بالیدن شعر در این دو زبان کمک بسزایی کرده است. شما در تاریخ ادبیات عرب، نویسندگان بزرگی را می بینید که در پهنه ی گیتی نام آور بوده اند، اما هرگز شاعرانی همتای فردوسی، حافظ، مولوی، عمرخیام یا شکسپیر، ادگار آلن پو و دیگران نمی یابید.

از سوی دیگر، ویژگی های پیوندی و اشتقاقی انگلیسی و فارسی به این دو زبان در واژه سازی و پویایی، کمک می کند. و البته اینجاست که تفاوت گویشوران انگلیسی و فارسی آشکار می شود. انگلیسی ها به طور میانگین سالانه 800 واژه ی نو می آفرینند (روزی 2 واژه) که گروهی از آنها جا می افتد و گروهی دیگر به دلایل فنی و زبانشناسی کنار گذاشته می شود.

 2 – نمونه  هایی از زایایی در زبان انگلیسی

در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، داشتن “ابروی پیوسته” رایج نیست و به همین دلیل، واژه ای هم برای آن وجود نداشته است؛ تا آنکه برای نخستین بار، کسی در سال 1988 میلادی، تصمیم می گیرد برای این پدیده، نام انگلیسی بگذارد. وی از ترکیب پیشوند uni- به معنای یک و تک (unicellular = تک سلولی) و واژه ی eybrow، نوواژه ی unibrow را می سازد و این واژه وارد فرهنگ وبستر نیز می شود.

در سال 1994، کسی برای نخستین بار از ترکیب پیشوند poly- (= چند) و amor (= عشق)، واژه ی polyamory (چند معشوقگی) را می سازد و خیلی زود، شکل های دیگر این واژه مانند polyamorous (چندمعشوقگیانه)، polyamorist (چندمعشوقه گرا) و… نیز در زبان انگلیسی جا می افتد.

در سال 1986، دانشمندان آمریکایی برنامه ی تولید سوخت خودرو از گیاهان را مطرح می کنند و با کمک پیشوند bio- (زیست)، نام biodiesel (زیست سوخت) را بر آن می گذارند.

اوایل دهه 90 میلادی و با گسترش اینترنت، پدیده ی جاسوسی از شبکه نیز به وجود می آید و بدافزارهایی ساخته می شوند که کارشان جاسوسی است. در سال 1994، برای نخستین بار، کسی با ترکیب دو واژه ی spy (جاسوس) و software (نرم افزار)، نوواژه ی spyware (جاسوس افزار) را می سازد.

در سال 2008 و با فراگیرشدن بحران اقتصادی در ایالات متحده، روزنامه های آمریکایی خبر دادند که بسیاری از مردم در تعطیلات تابستان امسال، ترجیح می دهند با توجه به بهای بالای بنزین و هزینه های مسافرت، به جای سفر، در خانه هایشان بمانند. روزنامه ها (برای اولین بار در روزنامه ی USATODAY دیدم) برای این پدیده، واژه هم ساختند: staycation که از ترکیب stay (ماندن) و vacation (تعطیلات) ساخته شده است. Staycation خیلی زود جا افتاد و وارد زبان مردم شد.

3- نسبت فراکافت

موضوع زایایی در زبان، آنقدر برای زبانشناسان انگلیسی مهم است که روش هایی هم برای سنجش “وند”های واژه ساز ابداع کرده اند. برای آشنایی با نسبت فراکافت که سنجه ای برای اندازه گیری “زایایی وند-ها” در زبان است، مثال زیر را می آوریم:

در زبان انگلیسی، صفت secure با پسوند –ity ترکیب شده و واژه ی security به وجود آمده است. در همین زبان، صفت modern نیز با پسوند –ity ترکیب شده و واژه ی modernity به وجود آمده است. با این حال، security در واژه نامه ها سرواژه (مدخل) دارد، اما modernity سرواژه ندارد و به صورت زیرواژه ی modern نمایش داده شده است. این یعنی –ity در مورد صفت secure، زایایی بیشتری نسبت به صفت modern داشته است.

حالا برای سنجش زایایی –ity، می خواهیم بدانیم چه تعداد از واژه های انگلیسی که با این پسوند ساخته شده اند، سرواژه و چه تعداد زیرواژه هستند. یک روش این است که نسب زیرواژه ها به کل واژه های ساخته شده با این پسوند را در زبان انگلیسی به دست می آوریم که این نسبت، در اصطلاح تخصصی، نسبت فراکافت (parsing ratio) نامیده می شود. نسبت فراکافت، زایایی وندها در فرهنگ واژگان را نشان می دهد.

زبانشناسان، نسبت فراکافت وندهای انگلیسی را محاسبه کرده اند که در زیر، شماری از آنها را مشاهده می کنید:

Parsing Ratio

Affix

0.1

ence-

0,17

ity-

0,31

ate-

0,5

dom-

0.51

ness-

0.58

ish-

0.68

like-

0.8

proof-

0.86

less-

بر این پایه، 17% از واژه های مرکب دارای –ity در فرهنگ واژگان انگلیسی، پسوند خود را از دست می دهند و 83% آن را حفظ می کنند. زبانشناسان همچنین دریافته اند که نسبتی مستقیم میان “نسبت فراکافت” (parsing ratio) و “زایایی واقعی در زبان” (productivity) وجود دارد.

4 – زایایی در زبان فارسی و ساز و کار فرهنگستان

فارسی نیز ویژگی های وندافزایی زبان انگلیسی را دارد و با کمک شمار زیادی ریشه، پیشوند و پسوند و نیز با کمک قواعد واژه سازی (ترکیب، آمیزش،…) می توان برای پدیده های نو، واژه های جدید ساخت. برای مثال، در زبان فارسی، با افزودن پسوند –مند به اسم، می توان صفت هایی با بار معنایی مثبت آفرید (هوشمند، خردمند، توانمند،…). اکنون نگارنده، واژه ای نو (ترازمند) را برای نخستین بار در این جمله به کار می برد: «برج میلاد، سازه ای ترازمند و استوار است.» ترازمند، واژه ای است که نگارنده ساخته و احتمالا تاکنون نشنیده اید، اما همگان معنای آن را درک می کنند.

در ایالات متحده آمریکا، تا جایی که نویسنده می داند، چیزی به نام فرهنگستان زبان انگلیسی با کارکردی که ما می شناسیم وجود ندارد. اما مردم آمریکا، روزنامه نگاران و صنعت کاران و فن آوران، با روش های واژه سازی در زبان خود آشنا هستند و زایایی زبان از جانب توده های مردم انجام می شود.

در ایران، فرهنگستان زبانی داریم که آخرین واژه های مصوبش که روی تارنمای رسمی اش قرار دارد، در سال 1389 (4 سال پیش) تصویب شده بود؛ این فرهنگستان بسیار کند عمل می کند و با آنکه سازمانی دولتی است، گاه رسانه های دولتی هم به واژه های مصوب آن بها نمی دهند. از سوی دیگر، بسیاری از رسانه های ایرانی، ظاهرا نه گرایشی به زایایی زبان فارسی دارند و نه با روش های واژه سازی و “وند”های این زبان آشنا هستند.

از سوی دیگر، گروهی از دانش آموختگان زبانشناسی (که تعدادشان هم کم نیست)، با کار فرهنگستان و واژه سازی در زبان مخالفند. این عده به سخن زبانشناسان بزرگ تکیه می کنند که “آنچه مردم می گویند” درست است و نه آنچه به مردم تجویز شود.

اشتباه روشنفکران زبانشناس ما، این است که مفهوم زایایی را با دو مفهوم “تجویزی” یا “توصیفی” بودن دانش زبانشناسی اشتباه گرفته اند: زبانشناسان قدیم، دستور، واژگان و حتی آواشناسی زبان های کلاسیک را “درست” و گویش های رایج میان مردم را “نادرست” می انگاشتند. “ابن ابی اسحق” (از زبانشناسان قدیم عرب) می گفت زبان بادیه نشینان و کپرنشینان صحرا، اصیل و درست است؛ وی دستور زبان خود را نیز بر آن پایه نوشته بود. زبانشناسان قرون وسطی در اروپا هم مبانی دستور لاتین را وارد دستور زبان های خویش می کردند و مردم را تشویق می نمودند که در واژه سازی، از ریشه های واژگان لاتین استفاده کنند.

زبانشناسی نوین، بنیادش را بر آن گذاشت که آنچه امروز مردم به کار می برند، اصالت دارد و کار زبانشناس، تجویز نسخه های کلاسیک نیست.

البته فضای آرمانی برای زبان فارسی، روزی است که زایایی و واژه سازی در این زبان، مانند آمریکا و کشورهای انگلیسی زبان، از درون توده های مردم و از دانشمندان و اهل قلم سرچشمه بگیرد. نگارنده تصور نمی کند چنین فضایی، فعلا در ایران وجود داشته باشد؛ پس ضمن آنکه باید روحیه زایایی زبان و آموزش واژه سازی را در میان مردم تقویت کنیم، باید تا رسیدن به فضای آرمانی، وجود نهادی به نام فرهنگستان زبان و ادب پارسی را هم غنیمت شمریم. حتی در روزی که رسانه ها، نوآوران و سخنوران ایرانی در زایایی زبان فارسی شریک شدند هم فرهنگستان زبان و ادب فارسی می تواند نقشی هدایتگرانه و دانشورانه داشته باشد.

 —–

×× مقاله ی بالا، نخستین بار در خبرگزاری رسمی کشور منتشر شده است؛ روی پیوند خبر کلیک کنید:

ضرورت توجه به زایش زبان فارسی

پیوند مقاله در دایره المعارف بزرگ اسلامی:

ضرورت توجه به زایش زبان فارسی / زمان رضاخانی

—–

منابع:

1 – صفوی، کوروش. 1391. آشنایی با تاریخ زبان های ایرانی

2 – Haspelmath, Martin.2010. Understanding Morphology

3 – دانشنامه دنبلید: www.donbelid.com

4 – دانشنامه بریتانیکا: www.britannica.com

5 – واژگان جدید، فرهنگ واژگان وبستر:

http://www.merriam-webster.com/info/new_words.htm

6- واژه های مصوب فرهنگستان: www. http://persianacademy.ir/fa/word

ساخت شناسی واژگانی

نوشته شده توسط , 3 سپتامبر 2009

I – ساخت شناسی واژگانی (morphology)

ساخت شناسی واژگانی، دانشی است که تکواژهای یک زبان را مورد بررسی قرار می دهد. تکواژها اجزای واژه ها هستند و گاه خود، یک واژه کامل را تشکیل می دهند؛ بنابراین، ساخت شناسی واژگانی با موضوع واژه شناسی در زبان، ارتباطی تنگاتنگ دارد.

II – تکواژ (morpheme)

کوچکترین واحد معنی دار یا کوچکترین واحد نقش آفرین  در هر زبان را تکواژ می نامیم. بدین ترتیب باید میان «واژه» و «تکواژ» تفاوت قایل شد. برای درک بهتر امر، به مثال های زیر توجه کنید:

«آموزگاران» یک واژه و سه تکواژ است: “آموز” (بن مصدر آموزش) + پسوند “گار” + نشانه جمع “ان”

واژه “tourists” هم از سه تکواژ تشکیل شده است:   tour + ist + s

اگر یک تکواژ در شرایط گوناگون، شکل های مختلفی به خود بگیرد، آنها را تکواژگونه های (allomorph) نمونه اصلی می نامیم. مثال ها:

–  حرف تعریف در the apple که بصورت /thi/خوانده می شود، تکواژگونه ی the است.

–  می دانیم که پیشوند منفی ساز “in” در زبان انگلیسی بسته به حرف بعد از خود در ریشه واژه، ممکن است به ir یا im تبدیل شود. بدین ترتیب، پیشوندهای “im” در impossible و “ir” در irregular، و “in” در incorrect، همگی تکواژگونه های پیشوند منفی ساز در انگلیسی اند.

–  پسوندهای جمع s در books و z در birds و Iz درbenches همگی تکواژگونه های جمع در زبان انگلیسی اند.

انواع تکواژها:

برخی تکواژها را می توان به عنوان واژه، به تنهایی بکار برد. این دسته از تکواژها را تکواژهای مستقل (free morphemes) می نامند. در واژه توریست،”tour” تکواژ مستقل است.

برخی تکواژها را نمی توان بطور مستقل بکار برد. این تکواژها را تکواژهای وابسته (bound morpheme) می نامند. در واژه ی Tourists، تکواژهای ist- و s جمع، وابسته اند.

در واژه ای که چند تکواژ وجود دارد، تکواژمستقل را بن (base, rout) می نامیم.

بعضی از وندها (affixها)، نوع بن یا معنی واژه را تغییر نمی دهند. برای نمونه می توان به “s” جمع یا “s” مالکیت یا ed – (نشانه گذشته) یا نظیر آنها اشاره کرد. به اینگونه وندها، وندهای تصریفی (inflectional affixes) می گوییم.

بعضی از وندها، نوع بن یا معنی واژه را تغیر می دهند. مانند ly, -ment, -al,- ize – و نظیر آنها. به اینگونه وندها، وندهای اشتقاقی (derivationa affixes) می گوییم.

چند نمونه از «وند»های تصریفی و اشتقاقی در زبان انگلیسی:

نوع: اسم، اسم                   تصریفی                        girl, girls / tree, trees / Dave, Dave’s

معنی: داوری، پیشداوری       اشتقاقی                       Judgment, prejudgment

معنی: موافقت، عدم موافقت  اشتقاقی                       Agreement, disagreement

نوع: فعل، فعل                     تصریفی                        They work hard , He works hard

نوع: صفت، قید                    اشتقاقی                       slow, slowly

نوع: فعل، اسم                    اشتقاقی                       govern, government

نوع: اسم، صفت                  اشتقاقی                       emotion, emotional , virus antivirus

نوع: صفت، فعل                   اشتقاقی                       personal, personalize

نوع: صفت، صفت، صفت        تصریفی                        loud, louder, loudest

نوع: فعل، صفت                  اشتقاقی                       care, careful, careless

معنی: کنش، واکنش           اشتقاقی                        act, react

برای دیدن پرکاربردترین پسوندها (suffixes) و پیشوندها (prefexes) در زبان انگلیسی، پیوند زیر را انتخاب کنید:

پیوند به بیرون؛ پیشوندها و پسوندها در زبان انگلیسی

III – فرایندهای واژشناختی غیرزنجیره ای (بدون افزودن -وند)
دگرگونی واکه ای (Ablaut) و پُرکُنش یا ارتباط تکمیلی(Suppletion)
دگرگونی واکه ای، نوع دیگری از فرایند واژساختی است که طی آن با جایگزینی یک واکه (حرف صدادار) با واکه ای دیگر، تغییر دستوری ایجاد می شود. بطور مثال در فعل های با قاعده می توان با افزودن یا زنجیر کردن پسوند “ed” به بن واژه، صیغه گذشته ساخت؛ مانند تبدیل call به called یا تبدیل live با lived. در برخی از فعل های بی قاعده نیز، تنها با تغییر واکه ها، صیغه گذشته ساخته می شود. مثال:
fall                   fell
take                 took
swear              swore
در همه مثال های بالا، ما با فرایند دگرگونی واکه ای روبرو هستیم.
اما در نوعی دیگر از  دگرگونی، همه ی حروف بعد از اولین حرف بی واکه (بی صدا)، بطور کامل تغییر می یابند. در فعل های زیر با وجود تغییر در بُنِ واژه، وزن ” /-ᴐt/” در انتهای همه واژه ها دیده می شود. این فرایند را پُرکنش نسبی می نامیم.
buy            bought
catch         caught
think          thought
در فرایندهایی که در آنها، فعل هایی مانند go به went و be به was تبدیل می شوند، ما با دگرگونی کامل سر و کار داریم. این پدیده با نام پُرکنش کامل شناخته می شود.
دوگانسازی یا تکرار هجا (Reduplication)
طی فرایند واژساختی دیگری به نام دوگانسازی، برخی از هجا ها با تکرار و افزوده شدن به بن فعل، شکل دستوری جدید از واژه را می ساند. بطور مثال در زبان تاگالوگ (Tagalog) برای ساخت صیغه آینده فعل، هجای اول بن فعل تکرار می شود:

bili (خریدن) — bibili (خواهد خرید / خواهم خرید / …)

Pasok (وارد شدن)— papasok (وارد خواهد شد / وارد خواهم شد / …)

 در این فرایند واژساختی، امکان تعیین وند های سازنده زمان آینده وجود ندارد و هر فعلی با وند های هجای اول خود به زمان آینده تبدیل می شود. در برخی موارد حتی کل واژه نیز تکرار می شود.
آهنگ و فشار (Tone and Stress)

نوع دیگری از فرایند واژساختی غیر زنجیره ای (بدون افزودن وند به بن واژه) که منجر به تغییر در مفهوم دستوری واژه می شود، استفاده از آهنگ می باشد. نمونه های تاثیر آهنگ و فشار را در نقش دستوری واژه ها می توان در زبان های مختلف دید.

بطور مثال در زبان سومالیایی با قرار دادن آهنگ خیزان در هجای ماقبل آخر، کلمه به جمع تبدیل می شود. در زبان انگلیسی نیز نمونه هایی از تغییر دستوری واژه ناشی از تغییر محل فشار وجود دارد. بطور مثال اگر استرس در فعل های “convict” و “permit” روی بخش(هجای) آخر باشد، این دو واژه فعل هستند و اگر روی بخش اول باشد، اسم اند.

IV – مشکلات موجود در بررسی ساخت شناسی واژگانی

با وجود شناسایی وندهای خاص در هر زبان، مشکلاتی در بررسی ساختار واژه ها به وجود می آید. برای مثال با وجود اینکه با افزودن “s” به “cat” این کلمه جمع می شود، اما “s” نمی تواند کلمه “man” را نیز جمع کند.

وارد شدن واژگان از زبان های گوناگون، نکته حساس دیگری است که در بررسی ساخت شناسی واژگانی باید مورد توجه باشد. از اینرو است که باید برای توصیف ساخت شناسی واژگانی زبان انگلیسی که دارای حجم وسیعی از لغات لاتین و یونانی می باشد، تاثیرات تاریخی این زبان ها بر زبان انگلیسی را مد نظر قرار داد.

V – روش های واژه سازی

1- compounding: روش ترکیبی؛ که در آن با ترکیب دو واژه، واژه ای نو ساخته می شود. مانند:  Blackbird, textbook, waterbed

 نمونه های فارسی : تماشاخانه، سنگفرش، آب انبار

2- blending: آمیزش. روشی که در آن، برای بیان یک چیز، از ترکیب ویژگیهای آن چیز، واژه ای نو می سازند. تفاوت این شیوه با  روش قبلی در این است که در روش دوم، واژگان اصلی شکسته  شده و سپس از ترکیب آنها واژه ای نو پدید می آید. این کار هم  برای کوتاهی و هم برای زیبایی واژه جدید صورت می گیرد. مانند:

Telecast = television + broadcast

Smog = smoke + fog

Bit = binary + digit

Motel = motor + hotel

در زبان فارسی، بتازگی استفاده از این روش، معمول شده است. یکی از زیباترین واژه های نو ساز، کلمه “فینگیلیش” است که به جای “زبان فارسی با خط انگلیسی” استفاده می شود. این واژه ترکیبی، کاملا درست است و ما نمونه های مشابه آنرا در زبانهای دیگر نیز سراغ داریم:

Franglais = French + English

Spanglish = Spanish + English

3- derivation: وندافزایی. روشی که در آن با استفاده از پیشوندها، پسوندها و ریشه های (بن های) یک زبان، واژه نو ساخته می شود. پتانسیلِ زبان های فارسی و انگلیسی در واژه سازی به روش derivation، بسیار بالا است. نمونه فارسی : دانشگاه (بن دانش + پسوند گاه)

4- clipping: چینش. روشی که در آن، بخش نخست از واژه ای چند هجایی جدا می شود (چیده می شود) و بجای آن واژه بکار می رود.

ad (advertisement), fan (fanatic), math (mathematics)    o

نمونه فارسی : آک (آکبند)، آزِ (۱) (آزمایشگاه فیزیک (۱))

5- acronym: واژه ای است که از حروف نخست چند واژه گرفته شده باشد. تفاوت acronym با abbreviation آن است که اولی را می توان همانند یک واژه خواند، اما دومی را باید ”حرف، حرف“ یا ”جدا جدا“ به زبان آورد. مثال: رادار (Radio Detecting And Ranging)، ناسا (National Aetonautics and Space Administration)، ناتو (North Atlantic Treaty Organization)

نکته: سازمان ”سیا“ در فارسی، acronym است، اما در انگلیسی کوته نوشت یا abbreviation به شمار می رود؛ چون در انگلیسی بصورت جدا جدا (C.I.A ، سی آی اِی) تلفظ می شود.

6- back formation: روشی که در آن با حذفِ پسوند یک واژه، واژه ای نو ساخته می شود. نمونه:

                                Formation       Back Original Words

     televize                     television

     edit                           editor

     resurrect              resurrection

7- conversion: تغییر نوع دستوری واژه و ایجاد معنایی جدید، با حفظ معنای قدیمیِ آن. نمونه:

الف) واژه butter به معنای کره، امروزه بصورت فعل (کره مالیدن) نیز بکار می رود. همچنین واژه paper به معنای کاغذ، امروزه معنای ”با کاغذ پوشاندن“ نیز می دهد.

ب) واژه must که پیشتر فعل بوده، امروزه بصورت اسم نیز بکار می رود. در فارسی نیز ما گاهی باید را بصورت اسمی بکار می بریم : ”هیچ بایدی در کار نیست.“

8- borrowing: وام گرفتن یک واژه از زبانی دیگر. در انگلیسی واژگان بسیاری از زبان فرانسوی وام گرفته شده و حتی دهها واژه فارسی، وارد زبان انگلیسی شده است؛ واژگانی چون shah (شاه)، paradise (پردیس)، caravan (کاروان)، lilac (نیلک، گل یاس)، khaki (رنگ خاکی)، chador (چادر)، و… از آن گروهند.

در ایران متاسفانه در وامگیری از زبان های عربی و انگلیسی زیاده روی شده که نتیجه ی آن، چیزی جز بی توجهی نسبت به اصالت و هویت زبان رسمی ایران نبوده است.

9- onomatopoeia: نام­آوا. واژه ای که از روی آوای یک چیز ساخته شده باشد. نمونه ی انگلیسی : baa, buzz, mew, moo, …

معادل های فارسی : وِز وِز کردن (زنبور)، شارش یا شریدن، ماما کردن (گاو)،…

10- تغییر معنا: بسیاری از واژگان در طول زمان، معنای خود را از دست می دهند و یا با حفظ معنی، معنای تازه ای می یابند. توجه داشته باشید که بر عکس conversion، در اینجا نوع دستوری واژه تغییری نمی کند. برای نمونه در فارسیِ چند قرن پیش، ”مزخرف“ معنای آراسته می داده و مثلا اگر به کسی می
گفتند ”عجب خانه ی مزخرفی! این سلیقه از کیست؟“، صاحب خانه بسیار سرخوش و مسرور می شده است. امروزه، مزخرف در فارسی یعنی‌ ”چِرت“ و ”بی ارزش“.

برخی زبانشناسان، تغییر معناها را در غالب extension، narrowing، specialization، generalization، amelioration، و pejoration دسته بندی کرده اند که چون در نهایت، همه آنها تغییر معنا هستند، از توضیح شان خودداری می کنم.

11-  metaphor : متافور یعنی استعاره. تنها تعداد اندکی از استعاره ها بصورت واژه جدید وارد زبان می شوند. نمونه : Understand = under + stand، در
گذشته ی دور، استعاره از نزدیک شدن به چیزی بوده است.

Holyday = holy+ day یا “روز مقدس”، در گذشته ی دور، چون روزهای تعطیل، مناسبت مذهبی داشته اند، این واژه ابتدا بصورت استعاره استفاده می شده و امروزه با معنایی کامل بکار می رود.

Grover Hudson، استاد دانشگاه میشیگان، واژه سازی از طریق جا افتادن استعاره را زیرمجموعه ی Extension می داند.

12- coinage : نوآورد. ساختن واژه ای کاملا تازه که ریشه در هیچ زبانی نداشته باشد. برای نمونه kleenex، nylon، googol (یک و صد صفر جلوی آن) و… واژگانی هستند که بصورت قراردادی و بدون استفاده از هیچیک از قوانین واژه سازی ساخته شده اند.

13- calque یا loan translation: واژه برساخت؛ حاصل ترجمه لفظی واژه ای است که پیشتر در زبان مقصد وجود نداشته است. برای مثل gratte-ciel از
فرانسوی به صورت skyscraper وارد انگلیسی و از آنجا بصورت «آسمانخراش» وارد فارسی شده است. واژگان انگلیسی و فارسی، ترجمه لفظ به لفظ معادل فرانسوی شان هستند که ساختمان بلند را به خراشیدن آسمان تشبیه کرده است.

دانشنامه دنبلید (ویراسته 2011)