دسته:قالب های شعری

قالب های شعری

نوشته شده توسط , 21 آگوست 2009
  • Acrostic

قالبی شعری که در آن، نخستین حرف یا آخرین حرف مصراع ها واژه، عبارت، یا جمله ای کلیدی می سازند. جفری چاسر (شاعر ادبیات انگلیسی میانه) شعری 24 قطعه ای دارد که اگر اولین حرف نخستین واژه از هر استانزا (قطعه) را به یکدیگر متصل کنیم، الفبای انگلیسی (a,b,c,d,e,…) حاصل می شود.

مثال: «بدرود»، اثر William Anderson Ellis:

Farewell, dear, young friends
though parting is painful
A sad separation approaches at last
Revilers may spurn me
lost friends may chide me
Even then with much pleasure
I’ll think on the past
When rivers divide us and
hills rise between us
Even then I’ll remember
your childhood bright days
Let not sad reflections
a moment beguile you
Look forward with hope on
future’s bright

  • Ballad

شعری «کوتاه» و «روایی» است که بیشتر به منظور خواندن آوازی ساخته می شده است. بالاد یا تصنیف را معمولا به دو دسته تقسیم می کنند:

الف. «folk ballad» که در قرن 16 و 17 در بریتانیا به اوج شکوفایی رسید. چون تصنیف های محلی سینه به سینه منتقل شده اند، در بیشتر موارد نویسندگان این گونه از تصنیف ها را نمی شناسیم.

ب. «literary ballad» که توسط یک شاعر و به تقلید از تصنیف های محلی سروده می شود. مثال:

La Belle Dame Sans Merciby John Keats

Rosabelle by Walter Scott

The Rime of the Ancient Mariner” by Coleridge

  • Ballade

بالاد، یکی از محبوب ترین قالب های شعری در قرن های 14 و 15 میلادی در شعر فرانسوی است. بالاد شامل سه قطعه ی 8 مصراعی و یک قطعه پایانی 4 مصراعی است؛ آخرین مصراع همه قطعه ها، از جمله قطعه پایانی، ترجیع بند است. مصراع های بالاد tetrameter (چهارپایه ای) و با وزن iambic یا anapestic هستند. چینش قافیه در مصراع های هر قطعه از بالاد هم به این ترتیب است: ababbcbc.

قالب دیگری از بالاد هم وجود دارد که از یک قطعه 10 مصراعی و یک قطعه پایانی 5 مصراعی تشکیل شده است. چینش قافیه ها در قطعه نخست بصورت ababbccdcd و در قطعه پایانی بصورت ccdc است.

قالب شعری بالاد اواخر قرن 14 در بریتانیا به شهرت رسید و توسط جفری چاسر استفاده شد. بعدها شاعرانی چون Swinburne و D.G. Rossetti آن را احیا کردند.

Complaint…to His Empty Purse” by Geoffrey Chaucer

  • Blank Verse

این قالب را می توان با شعر نو (نیما یوشیج، سهراب سپهری، فریدون مشیری،…) در ادبیات فارسی مقایسه کرد. در ادبیات انگلیسی شعر سپید، شعری بی قافیه و با وزن iambic pentameter است. یعنی هر مصراع 10 سیلاب دارد و فشار یا استرس روی سیلاب های زوج قرار می گیرد.

این قالب شعری از ایتالیا به انگلستان وارد شد؛ این اتفاق زمانی روی داد که «Henry Howard» متن لاتین The Aeneid را در سال 1540 به انگلیسی ترجمه کرد. شعر سپید نزد نمایشنامه نویسان بزرگی چون «مارلو» و «شکسپیر» بسیار محبوب شد؛ علت هم این است که این قالب، ضمن حفظ ویژگی های شعری، بسیار به گفتار معمولی نزدیک است. جان میلتون بر این باور بود که تنها شعر سپید می تواند به ادبیات انگلیسی اورنگ و شکوه کلاسیک بدهد. «بهشت گمشده» میلتون یکی از معروف ترین مجموعه ها در غالب شعر سپید است. شعر سپید را در آثاری از Wordsworth, Shelly, Keats, Browning و T.S. Eliot هم می توانیم ببینیم.

مثال: از «بهشت گمشده»، جایی که با وجود حضور شیطان در بهشت، «حوا» می خواهد به تنهایی به دنبال آذوقه برود و «آدم» به او هشدار می دهد…

But God left free the Will, for what obeys
Reason, is free, and Reason he made right,
But bid her well beware, and still erect,
Lest by some fair appearing good surpris’d
She dictate false, and misinform the Will
To do what God expressly hath forbid.

  • Cinquain

شعری 5 مصراعی با وزن و چینش متفاوت در قافیه. گمان می شود این قالب ریشه در ادبیات قرون وسطی فرانسه دارد. گرچه سینکواین هرگز قالبی همه گیر در ادبیات انگلیسی نبوده، شاعران بسیاری گاهگاه به این سبک شعر سروده اند. Sir Philip Sidney, George Herbert, Edmund Spenser و John Donne از جمله این شاعران هستند.

از میان شاعران معاصر، Adelaide Crapsey (1914 – 1878)، شاعر آمریکایی، الگویی جدید از این قالب را آفرید که در آن مصراع ها به ترتیب، دو، چهار، شش، هشت، و دو سیلاب دارند. شعر او شبیه به «تانکا» در ادبیات ژاپنی است.

مثال یک (جهان، اثر جرج هربرت):

Love built a stately house, where Fortune came,

And spinning fancies, she was heard to say

That her fine cobwebs did support the frame,

Whereas they were supported by the same;

But Wisdom quickly swept them all away.

مثال دو (به هلن، اثر ادگار آلن پو):

Helen, thy beauty is to me

Like those Nicean barks of yore,

That gently, o’er a perfumed sea,

The weary, way-worn wanderer bore

To his own native shore.

مثال سه (اثر آدلاید کراپسی):

These be
Three silent things:
The falling snow… the hour
Before the dawn… the mouth of one
Just dead.

  • Elegy

سوگنامه، مرثيه، در ادبيات يونان باستان و روم، به دوبيتي هايي با وزن مشخص و موضوع هاي متفاوت (عشق، سوگ، سياست…)، گفته مي شد. اين تعريف، تا اواخر قرن شانزدهم نيز صادق بود؛ چنانكه John Donne اِلِگي هاي عاشقانه سروده است. اما از قرنِ هفدهم تا امروز، اِلِگي به معناي مرثيه، يعني سوگنامه اي منظوم و رسمي كه براي مرگِ كسي سروده شود، بكار رفته است.

سوگنامه های کلاسیک را مي توان به چندين گروه، تقسيم بندي نمود كه تعدادي از آنها در پي مي آيد:

1) Simple Elegy يا الِگيِ ساده كه حاوي نوحه و مرثيه براي فردِ از دست رفته است.

2) Reflective Elegy ، كه بيان كننده حالاتِ شخصيِ شاعر با شيوه اي اندوهگين است. (مانند Elegy Written in a Country Churchyard، اثر ‏Thomas Gray)

3) Encomiastic Elegy يا مرثيه ستايش آميز كه بصورتِ مدح و ستايش و در بزرگداشتِ فردِ از دست رفته، سروده مي شود. (مانند Astrophel اثر Spenser)

4) Pastoral Elegy یا «مرثیه شبانی»، که معروفترین نوع سوگنامه در گذشته بوده است. در این شیوه که ریشه در شعر یونان و ایتالیای قرن های دوم و سوم پیش از میلاد دارد، چامه سرا، هم “فرد از دست رفته” و هم “فرد سوگوار” را در غالب چوپان و در فضایی روستایی، در شعر خود می آورد.

بعدها، شاعران با افزودن محتوایی پیچیده به مرثیه، شکل ویژه ای بدان بخشیدند. برای نمونه، به ساختار سوگنامه شبانی Lycidas ،اثر جان میلتون، و به روایت M. H. Abramsتوجه کنید:

1) فرد سوگوار، با توسل و دعا به درگاه خدایان هنر، سخنان خود را آغاز کرده و با اشاره به سایر شخصیت های اسطوره ای {غرب}، گفتارش را ادامه می دهد.

2) همه طبیعت به سوگ فرد از دست رفته می نشیند.

3) فرد سوگوار، پریان و دیگر نگهبانان چوپان فقید را مسوول از دست رفتن وی می شمرد.

4) گروه بزرگی از سوگواران، حاضرند.

5) فرد سوگوار، پرسشهایی درباره دادگری سرنوشت و پروردگار مطرح می کند و به تباهی زمانه خویش اشاره می نماید.

6) گل های زیبایی برای آراستن تابوت آورده می شود. (این قسمت، در شعرهای پس از رنسانس، افزوده شده است)

7) شعر، با تسلی و دلداری پایان می یابد. (در سروده های مسیحی، در این بخش، شعر با امید و اصمینان به اینکه مرگ در این دنیا، پلی است بسوی زندگی برتر در آخرت، پایان می یابد)

  • Epic

حماسه، رزم نامه يا پهلوان نامه؛ شعري حماسي كه داراي ويژگيهاي مشترك زير است:

1) شعر، داستاني و بلند و داراي موضوعي جدّي است. (بنابراين، موضوع اصلي حماسه، چون داستاني است، نمي تواند مثلا ابراز احساسات شاعر به معشوقه اش باشد! و چون داراي موضوع جدي است، نمي تواند خنده آور يا comic باشد)

2) بيانِ داستان، بصورت رسمي و پرشكوه است. (پس، ترانه حماسي اساسا وجود ندارد)

3) شخصيت اصليِ داستان، پهلواني است كه سرنوشت يك قوم يا ملت (مثل داستانهاي شاهنامه) يا حتي نوعِ بشر (مثل بهشت گمشده “ميلتون”) به كارِ وي بستگي دارد.

حماسه ها بطور کلی به دو دسته تقسیم می شوند:

الف. حماسه های محلی یا سنتی (folk or traditional epics): داستانهاي محبوب قومي كه با دهان به دهان شدن بوسيله رامشگران و چامه سرايان، تكامل يافته و در گذر زمان، بوسيله شاعران گمنام نوشته شده اند. برای نمونه می توان به مهابهاراتا (Mahabharata) که طی 600 سال (300 ق.م تا 300 ب.م) یا به رامایانا (Ramayana) که هر دو به زبان هندی نوشته شده اند اشاره کرد. در زبان انگلوساکسونی هم بیوولف (Beowulf) سروده شده که بزرگترین حماسه ی کهن انگلیسی بشمار می رود.

ب. حماسه های ادبی (literary epics): داستان ها بوسیله شاعری شناخته شده به رشته تحریر درآمده اند. برای مثال: «ایلیاد» و «اودیسه»، هر دو اثر Homer (شاعر یونانی)؛ «انیاد» اثر Virgil؛ «شاهنامه» اثر Firdausi؛ «ملکه پریان» از Edmund Spenser؛ و «بهشت گمشده» کار John Milton.

  • Free Verse

شعر آزاد، سرودهايي كه پايبند قوانين وزن شعر نيستند؛ چه با قافيه و چه بي قافيه! نخستين بار، اواخر قرن نوزدهم، گروهي از شاعرانِ نمادگراي فرانسوي –از جمله گوستاو كان- اينگونه سرايش را به تقليد از Walt Whitman(شاعر آمريكايي) و با هدف رهايي از قواعد وزني شعر و باز آفريني آهنگ طبيعي گفتاري، ترويج كرده و آنرا Vers Libre ناميدند. گرچه از دوران پيش از “ويتمن” نيز شعرهايي بدون وزن كه در واقع ترجمه مطالب تورات و كتب مقدس است، بجاي مانده.

شعرِ آزاد، بدليل نداشتن دشواريهاي قواعد وزني، مورد توجه توده مردمي كه دوست داشتند شعر بگويند اما نمي توانستند، قرار گرفت! از ميان شاعران سرشناس نيز افرادي چون T. S. Eliot و Ezra Pound ، چامه هايي در اين قالب سروده اند.

Robert Frost –شاعر بزرگ آمريكايي- شعر آزاد را به بازي تنيسِ بدونِ تور، تشبيه كرده است!

  • Limerick

شعری فکاهی با وزن آناپستیک و قافیه بندی aabba. بیتهای اول، دوم و پنجم، سه “یگان وزنی” و بیتهای سوم و چهارم، دو “یگان وزنی” دارد.

مزمون لیمریک، گاه به چرندی می گراید! با این وجود Limerick از شعرهای محبوب انگلیسی زبانان است. معروفترین لیمریک سرا، ادوارد لیر(نقاش و طنزپرداز انگلیسی)، است. شعر زیر از کتاب چرند و پرند(منتشر شده در سال 1846)، اثر لیمر، می باشد:

There was an old man of the coast

Who placidly sat on a post;

But when it was cold,

He relinquished his hold,

And called for some hot buttered toast

  • Ode

شعری بلند و دارای زبانی رسمی (formal) است و موضوع هایی همچون «ستودن یک فرد»، «یادبود یک رویداد» و «توصیف عقلانی طبیعت (و نه احساسی)» را دربر می گیرد. Ode، قالب وزنی ثابتی ندارد و در آغاز برای سرود، نوشته می شد.

Ode های کلاسیک را می توان به سه دسته تقسیم نمود:

یک. Choral Ode: در یونان باستان رواج داشته و برای گروه کُر سروده می شده. Pindar(شاعر یونانی)، معروفترین سراینده این قالب بوده است. اُدهای کُرال، دارای یک بندِ چند بخشی بوده اند:

الف) Strophe: بخش نخست بند بوده و گروه همخوانان، هنگام خواندن آن از یک سوی صحنه به سوی دیگر رقصیده و حرکت می کردند. (معمولا از چپ به راست)

ب) Antisrophe: قسمت دوم بند اُد، و هموزن با بند نخست بوده است. گروه همخانان، هنگام خواندن آن، رقصیده و به طرف عکس، حرکت می کردند. (معمولا از راست به چپ)

پ) Epode: بخش پایانی بند بوده و گروه همخوانان، آنرا بصورت ایستاده (درجا) می خواندند.

دو. Pindaric Ode: این نام از اسم Pindar، بزرگترین شاعر سراینده choral ode در یونان باستان برداشته شده است. این شعر معمولا دارای strophe و antistrophe است و گاهی هم با یک epode پایان می یابد. خوانندگان در هنگام خواندن استروفی از یک سوی صحنه به سوی دیگر می رقصیدند و در هنگام خواندن antistrophe همان مسیر را رقص کنان باز می گشتند. Epode بصورت ایستاده درجا خوانده می شد. این سبک معمولا در بزرگداشت ورزشکاران یونانی و المپیک باستانی اجرا می شد.

سه. Horatian Ode: این نام از اسم شاعر رومی (Horace) برداشته شده است. او شعر غنایی تک صدایی می سرود. این سبک به اندازه مدل یونانی، خودمانی و شورانگیز نیست و موضوع هایی چون پرهیزگاری، یک فرد یا یک موقعیت در طبیعت را ممکن است دربر گیرد. قالب شعر هم معمولا کوتاه و چهارسطری است.

مثال: Ode to a Nightingale by John Keats

چهار. Irregular Ode: شعر بزمی نامنظم توسط Abraham Cowley و به تقلید از نوع Pindaric در سال 1656 وارد شعر انگلیسی شد. شعر او مقید به بخش های سگانه نیست و مصراع های هر قطعه درازای متفاوت و چینش متفاوت قافیه ها است.

  • Sonnet

غزلي تك-بند، شامل 14 سطر با قافيه بندي ويژه. شاعر، معمولا سطرهاي آخر سانِت را كه قافيه بندي جداگانه اي هم دارد، به نتيجه گيري اختصاص مي دهد. وزنِ اين شعر در زبان انگليسي، معمولا “آيَمبيكِ پنج-پايه اي” است. گرچه در زبانهاي ديگر، متفاوت است و مثلا در فرانسوي از وزنِ “Alexanderian ” استفاده مي شود. در گذشته، معمولا سانِت را با همراهي سازهاي “ماندولين” و “عود” مي خواندند. دو شكل مرسومِ اين قالب، سانِت ايتاليايي (Petrarchan Sonnet) و سانِت انگليسي (Shakespearean Sonnet) است.

سانِت ايتاليايي زماني پايه گذاري شد كه Petrarch ، شاعر قرن 14 ايتاليا (1374-1304)، سيصد و هفده غزل را در يك قالبِ مشخص، براي معشوقه اش “لورا” سرود. قافيه بنديِ اين قالب، به صورت abba, abba, cde, cde است. بنابر اين، سانِت ايتاليايي از يك اُكتاو (شاملِ دو كواترين) و يك سِستِت تشكيل مي شود. شاعر سنتي، معمولا در كواترينِ اول به بيانِ موضوع و در كواترينِ دوم به گسترش آن مي پردازد. سانِت، بويژه از قرن 16 در كشورهاي فرانسه و پرتقال و نيز در كشورهاي اسكانديناوي از محبوبیت ویژه ای برخوردار می شود.

Sir Thomas Wyatt و Henry Howard اين قالب را با ترجمه آثارِ شاعران ايتاليايي، وارد زبان انگليسي كردند. سانِت، خيلي زود مورد استقبال شاعران انگليسي (بويژه شكسپير) قرار گرفت، اما چون در اين زبان يافتنِ واژه هاي هم-قافيه، نسبت به زبان ايتاليايي، دشوارتر است قالبِ نويني به تدريج شكل گرفت كه ما آنرا بعنوان سانِت انگليسي مي شناسيم. در اين قالب، چینش قافيه ها به صورتِ abab, cdcd, efef, gg است. بنابراين، سانِتِ انگليسي از سه quatrain و يك couplet تشكيل شده است.

نوع ديگرِ سانِت كه توسط Edmund Spenser ابداع شد و به نام خود وی Spenserian Sonnet معروف گردید، اندکی از نظر چینش قافیه با سانت انگلیسی اختلاف دارد. اینکه چرا اسپنسر این قالب را برای سانت هایش برگزیده نمی دانم، اما شاید بدلیل آشنایی ذهنی اش با سبکی است که پیشتر خود او ابداع کرده و در مجموعه «شاه پریان» استفاده کرده بود. آن ابداع بنام Spenserian Stanza معروف شد. چینش قافیه ها در این سبک abab bcbc c است.

از نظر محتوا، سانت در آغاز شعری صرفا عاشقانه و گاه sexy بود. تا اینکه John Donne (1631 – 1576) در مجموعه Holy Sonnets محتوایی عارفانه را در این قالب ارایه کرد. جان میلتون (1676 – 1608) اولین کسی بود که از سانت (هم انگلیسی و هم پترارکی) برای بیان موضوع های گوناگون استفاده کرد.

  • Triolet

قالبی که در اصل مربوط به شعر قرون وسطی فرانسه است. Austin Dobsom و W.E. Henley احتمالا نخستین کسانی بودند که در قرن نوزدهم آن را وارد زبان انگلیسی کردند. این قالب شامل 8 مصراع است و چینش قافیه ها هم بصورت a,b,a,a a,b,a,b است. همچنین مصراع های چهارم و هفتم، تکرار مصراع نخست هستند. برای ابراز یک احساس یا موضوع مهم (مصراع نخست) و بسط دادن آن بصورت مختصر، triolet قالبی خوب است.

مثال: “Song” اثر “Adelide Crapsy”

I make my shroud, but no one knows
So shimmering fine it is and fair
With stitches set in even rows
I make my shroud, but no one knows

In door-way where the lilac blows
Humming a little wandering air
I make my shroud and no one knows
So shimmering fine it is and fair