دسته:پیدایش زبان

پیدایش زبان

دیدگاه دیدگاه‌ها برای پیدایش زبان بسته هستند
نوشته شده توسط , 27 جولای 2009

پیدایش زبان

وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ ﴿روم:22﴾

و از نشانه های او، آفرینش آسمانها و زمین و «تفاوت زبان ها» و رنگ و نژادهایتان است. همانا در اینها، نزد دانشمندان نشانه هایی است.

روایت های غیرعلمی

توراتbabylon tower

در کتاب Genesis، کهن ترین فصل از کتاب تورات، می خوانیم که خداوند پس از آفرینش آدم (ع)، کار نامگذاری روی حیوانات و گیاهان را به او سپرد. بنا به باور یهودیان، خداوند به زبان عبری (یهودی) با آدم سخن می گفت و در نتیجه، این نخستین زبان بشر بوده است.

 

در فصل 11 از کتاب Genesis نیز در مورد گوناگونی زبان ها می خوانیم: زمانیکه انسان ها در طمع برای دستیابی به آسمان (که ماوای الهی است)، اقدام به ساخت برج بلند بابل کردند، خداوند برای جلوگیری از این کار، اقدام به گوناگونی زبانها نمود و از آن پس هر انسان به یک زبان سخن گفت و در نتیجه انسان نتوانست به هدف خود دست یابد. 

 

 

هرودوت و فرعون

هرودوت، تاریخ نویس یونانی می گوید: Psamtik، فرعون مصر، دستور داد 2 کودک توسط کر و لال ها پرورش یابند تا او ببیند که آن دو کودک به چه زبانی سخن خواهند گفت. زمانیکه آن دو کودک نزد وی آورده شدند، یکی از آنها واژه ای شبیه به bekos را به زبان آورد. واژه ی یادشده، در زبان باستانی فریجیه بمعنای «نان» است. فرعون اینگونه نتیجه گرفت که فریجی، نخستین زبان جهان بوده است.

هندوان و برهماknowledge tree

از دیدگاه هندوها، در زمانهای کهن، درخت دانش که ریشه در عمق زمین داشت، آنچنان بلند بود که تقریبا به آسمان (ماوای الهی) نزدیک شده بود. درخت دانش با خود گفت: «من باید سر خود را در آسمان نگاه دارم و شاخه هایم را سراسر زمین بگسترم تا انسان ها زیر سایه ی من جمع شوند. و من آنها را محافظ باشم و نگذارم پراکنده شوند.» اما «بِرَهما» برای تنبیه این خودخواهی، شاخه های درخت را برید و بر زمین انداخت و از آن شاخه ها، درختانِwata  بوجود آمد. این درختان، عامل باورها، زبان ها، و رسم های گوناگون در زمین و پراکندگی انسان ها شدند.

 

روایت کاسک ها

بر اساس یکی از قصه های کهن سرخپوستان «کاسک» (Kaska) در آمریکای شمالی: «…سیاهی بزرگی نزدیک شد و بادهایی شدید وزیدن گرفت و قایق ها را به این سو و آنسو راند. مردم از یکدیگر جدا شدند… مدت ها بعد، پس از سرگردانی و جابجایی بسیار، مردمان به زبان های گوناگون سخن گفتند و دیگر زبان یکدیگر را نفهمیدند.»

 

روایت تیکوناها

بر اساس داستانی قدیمی در میان اهالی تیکونا (Tikuna) در شمال آمازون، همه ی مردم زمانی اعضای یک قبیله بودند و به یک زبان سخن می گفتند، اما حادثه ای سبب جدایی آنان و سخن گفتن به زبان های متفاوت شد. این حادثه در میان تیکوناها، خوردن 2 تخم «مرغ مگس» بوده است.

 

روایت بومیان آمریکای مرکزی

بومیان آمریکای مرکزی بر این باورند که در زمان های کهن، انسان ها برای محافظت از خود در زمان ویران شدن جهان دوم، اقدام به ساخت برجی مستحکم (Zacualli) نمودند. اما زبان آنها تغییر کرد و دیگر نتوانستند سخن همدیگر را متوجه شوند؛ پس به جاهای متفاوتی در جهان کوچ کردند.

 

روایت های علمی

پیشگفتار

سخن گفتن یا استفاده از زبان گفتاری با حدود یکصد هزار سال قدمت، در پیشینه انسان ها پدیده ای جوان محسوب می شود. چنانکه گفته می شود نیاکان انسان از یک و نیم میلیون سال پیش وجود داشته اند و انسان های امروزی یا Homo Sapiens هم از 250 هزار سال پیش روی زمین زیسته اند.

homo-sapien-sapien

همچنین گفته می شود انسان ها 500 هزار سال پیش شکار می کرده اند و ابزارهای شکار انسان های کهن با قدمتی 400 هزار ساله در Schöningen آلمان کشف شده است. نخستین نشانه های کشف شده از مذهب یا آیین های مذهبی به 160 هزار سال پیش در اتیوپی باز می گردد؛ جایی که استخوان جمجمه دو انسان بالغ و یک کودک با نشانه های دست زدن ها و پاک کردن ها و جلادادن های بسیار به همراه آذین و آرایش و علامت هایی به شکل خراش پیدا شده است. آدمیزاد از 100 هزار سال پیش ماهیگیری را تجربه کرده و این زمانی است که دانشمندان تصور می کنند استفاده از زبان گفتاری حتمی بوده است. قدیمی ترین ابزارهای کشف شده ماهیگیری که از استخوان ساخته شده بودند بین 80 تا 90 هزار سال پیش توسط انسان های ساکن Katanda در جایی که امروز جمهوری دموکراتیک کنگو است استفاده می شد. قدیمی ترین نیزه ها نیز احتمالا بین 40 تا 50 هزار سال پیش استفاده شده است. انسان ها از نیزه برای شکار یا دفاع گروهی استفاده می کردند و این کار گروهی با توجه به ویژگی های انسانی (نو آوری و طراحی) بی شک نیازمند سخن گفتن بوده است.

از نظر پزشکی، رفتار فرهنگی (زبان، هنر، مذهب،…) به تکامل پوسته مغزی (cerebral cortex) وابسته است. این پوسته مسوول اندیشه های انتزاعی و بیان از طریق زبان است. پوسته مغزی که قشر خاکستری نیز نام دارد، همچنین در حافظه و هوشیاری ما نقش اساسی بازی می کند.

 

سرچشمه: آواهای طبیعت

نظریه ی Ding-Dong

نظریه ی دینگ دانگ، «نام آواها» را سرچشمه ی زبان بشر می داند. «نام آوا» (onomatopoeia)، نامی است که بر اساس آوای جسم مورد نظر انتخاب شده است. برای مثال در زبان فارسی، «شارش» و «شاریدن» در فیزیک، «شُرنا»، «شُریدن» و «شُرشُر کردن» در زبان عمومی، همگی از صدای مربوط به جریان آب یا اشیای سیال گرفته شده و هم ریشه اند. وز وز کردن، بَ بَ کردن، و… هم از همین دسته اند.

 

این نظریه نمی تواند پیدایش واژگانی چون «سخره»، «دریا»، «مادر»، «پدر»، و نیز واژگان انتزاعی در زبان را توضیح دهد و در نتیجه مورد پذیرش همگان نیست.

 

نظریه ی Bow-Bow

این دیدگاه در در ارتباط نزدیک با نظریه ی دینگ دانگ و البته محدودتر از آن است  و سرچشمه ی زبان ها را تقلید از «نام آوا»های حیوانات می داند. بدیهی است که این نظریه از دیدگاه پیشین هم کم اعتبارتر است.

 

نظریه ی Pooh-Pooh

بر اساس این نظریه، نخستین واژگان همه ی زبان ها، کلمه هایی برخاسته از آواهای مربوط به احساسات انسان بوده است. هواداران این دیدگاه، بر این باورند که آواهایی همچون ناله ی ناشی از درد، خنده ی ناشی از شادی، گریه ی ناشی از غم و… تکامل یافته و واژگان در زبان را بوجود آورده اند.

 

نظریه ی Ta-Ta

«چارلز داروین» معتقد است زبان انسان، تقلیدی گویشی از ایما و اشاره هایی است که پیش از پیدایش زبان گفتاری در میان انسان وجود داشته است. برخی پژوهش ها هم این نظریه را تایید می کند، اما اشکال اینجاست که:

1)    این دیدگاه، زمانی قابل پذیرش است که بپذیریم پیش از پیدایش زبان، انسان ها از زبان بسیار پیشرفته ی ایما و اشاره بهره مند بودند.

2)     استفاده از این زبان تنها در روز ممکن بود و انسان ها یا نباید در شب با یکدیگر ارتباط می داشتند و یا باید برای سخن گفتن حتما آتش روشن می کردند.

 

نظریه ی Uh-Oh

«آ-او» آوایی است که انگلیسی زبانان در هنگام بروز خطر یا اشتباه بر زبان می آورند. نظریه ی یادشده این دیدگاه را مطرح می کند که نخستین واژگان در زبان ها، با نمادهایی برای هشدار آغاز شده است: هشدارهایی در مورد نزدیکی حیوان وحشی، خطر، مالکیت خصوصی، و…

اما این نظریه، همچنان نمی تواند وجود واژگان انتزاعی در زبان را توضیح دهد.

 

نظریه ی Yo-He-Ho

طبق این نظریه، زبان در آغاز با نواها و آوازهای دست جمعی در هنگام کار بوجود آمده است.

البته توضیح ایجاد ارتباط میان معنا و آواز دست جمعی انسان های نخستین دشوار است. همچنین به نظر می رسد که آواز دست جمعی کارگران، بیشتر، می تواند آغاز پدیده ی شعر در زبان باشد و نه خود زبان.

 

نظریه ی Watch the Birdie

در زبان انگلیسی، وقتی می خواهید کسی را سر کار بگذارید یا کاری کنید که از دید وی مخفی باشد، از این عبارت انگلیسی، یعنی «جوجو رو نگاه کن» استفاده می کنید. E. H. Sturtevant، رفتارشناس و روانشناس معروف، معتقد است که گسترش و پیچیده شدن زبان انسان ها، ناشی از تمایل به فریب دادن دیگران و استفاده از زبان بعنوان ابزاری قوی برای دروغ گفتن بوده است.

این نظریه برای نگارنده ی دنبلید به هیچ روی قابل قبول نیست! پذیرش این دیدگاه تنها زمانی ممکن است که اثبات کنیم نیاز به دروغ گفتن در انسان، بیش از سایر نیازهای او است.

 

نظریه ی زیست-شیمیایی

بر پایه ی دیدگاه پیروان این نظریه، سخن گفتن در انسان، ناشی از «قارچ های روان گردان» بوده است. تحلیل پیروان این نظریه چنین است: یکی از آثار سرمستی تریپتامین، حالتی است که آنرا «گلاسولالیا» است. گلاسولالیا، یعنی سخنان نامفهوم و ابداعی، معمولا ناشی از خواب واره (خلسه) یا شیزوفرنی است. تریپتامین هم آمینه ای است که از تجزیه ی تریپتوفان (نوعی اسید آمینه) بوجود می آید.

باورمندان به این دیدگاه اینچنین استدلال می کنند که با خشک شدن تدریجی آفریقا (محل زندگی انسان های نخستین)،  بشر از جنگل وارد دشت و مرتع شد که محل زندگی حیوانات گیاه خوار بود. سپس به قارچ های حاوی تریپتامین که روی پشگل این نوع حیوانات می روید بعنوان یک منبع غذایی علاقمند شد و استفاده ی مداوم از این منبع غذایی، منجر به تحریک او برای سخن گفتن شد.